تبليغاتX
قوم لر
قوم لر بختیاری لک لر شهر های لر نشین


اوایل دهه‌ی شصت بود که یک جوان لر از خرم آباد به تهران آمد، در اولین جشنواره موسیقی فجر شرکت کرد و مقام‌نخستِ بهترین خواننده فولک را به خود اختصاص داد.

«محمد میرزاوندی» با صدای گرم و رسائی که داشت خیلی زود محبوب عام و خاص شد و همان‌زمان ترانه‌ی‌ «دایه‌دایه‌ وقتِ جنگه» را ورد زبان‌ها کرد. میرزاوندی از آن پس علاوه بر این‌که در ایران خوش درخشید، در اقصی‌ نقاط دنیا نیز برنامه‌هایی اجرا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.

اما دیری نپایید که او در پی ِ یک عارضه از خواندن باز ماند. این‌که چرا بیست سال است که دیگر محمد میرزاوندی نمی‌خواند را بهتر است از زبان خودش بشنویم. هرچند که هنوز موقع صحبت کردن کمی لکنت‌زبان دارد اما جالب است که وقتی می‌خواند اثری از لکنت‌زبان در خواندان‌اش احساس نمی‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ظفر پاپی در ساعت  | لینک  | 

1.                   دشت سيلاخور:

 

دشت سیلاخور بزرگ‌ترین زمین هموار استان لرستان در غرب ایران است. این دشت وسیع که بیشتر مساحت شهرستان‌های بروجرد و دورود را در بر می‌گیرد. از قطب‌های کشاورزی و باغداری منطقه هم به شمار می‌رود.

آثار به دست آمده از مناطقی چون تپه قلا رمیان (قلعه رومیان) در سه کیلومتری جنوب بروجرد و دیگر تپه‌ها و گورستانهای تاریخی، سکونت بشر را از دست کم ۵۰۰۰ سال پیش در این ناحیه مسجل می‌کند. سیلاخور و بروجرد در طول تاریخ جنگهای زیادی را به خود دیده‌است و بارها مورد هجوم قرار گرفته‌است. بنا بر آثار موجود اسکندر، اعراب، مغولها، تیمور و افغان‌ها هجوم‌های گسترده و ویرانگری به این ناحیه داشته‌اند. سربازان سیلاخوری همواره به شجاعت و جنگاوری معروف بوده‌اند و پادشاهان قدیم حساب مخصوصی روی سپاهیان سیلاخوری خود باز می‌کرده‌اند. کلمه سیلاخور کوتاه شده سیلاب خور است که نشان می‌دهد از گذشته‌های دور سیلاب مشکل عمده‌ای در منطقه بوده‌است. یکی از شدیدترین زلزله‌های ایران به بزرگای ۴/۷ ریشتر در سال ۱۲۸۸ قمری در سیلاخور روی داده‌است.سیلاخور به دو بخش تقسیم می‌شود:
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ظفر پاپی در ساعت  | لینک  | 

                             فرهنگ زدایی اس ام اسی

باز با صدای زنگ sms موبایل خود به سمت ان می رویم و پس از باز کردن پیام به متنی بر می خوریم که آهسته در حال فرهنگ زدایی می باشد.متنی که حاوی مطلبی در باره ی یکی از رسومات یا لغات لری می باشد که در ادامه ان به توضیح ان کلمه ، یا رسم محلی می پردازد آن هم با لحنی طعنه آمیز و مسخره.ولی نه برای معرفی یا معنی کردن آن لغت بلکه برای به مسخره گرفتن و نابود کردن فرهنگ لر.

پس از خواندن این پیام ها شاید لبخندی بر گوشه لبانمان بنشیند ولی آیا فکر کرده اید که این پیام ها توهین نامه هایی  بیش نیستند که در قالب مدرن و امروزی سعی در تخریب و زدودن پنهانی و آرام آرام فرهنگ لری دارند.پیا م هایی که نه دیگر در قالب رمز جدول،روزنامه و یا طنز های روزنامه ای ،مصاحبه های تاریخ دانان و... به مسخره کردن و طعنه زدن به این قوم بزرگ می پردازند.پیام هایی که هدفی جز خنداندن ندارند وای آیا واقعا هدف  این گونه پیام ها این است؟؟؟؟

آیا غرض ورزی و مقصودی در پشت این پیامم ها نهفته نیست ؟؟؟؟

آیا به مطلبی که می خندیم ،گوشه از فرهنگ خودمان نیست؟؟

 آیا ما خود را لر نمی دانیم که به فرهنگ و رسومات خودمان می خندیم؟؟؟

آیا ما در لرستان زندگی نمی کنیم  که حالا این پیام ها فرهنگ زدا قوم لر به دست مردم لر پخش می شود؟

تاحال فکر نکرده ایم به مطلبی که می خندیم ،به خودمان می خندیم ،به فرهنگمان ،به رسوماتمان ، به زبانمان.

نگویید از روی تعصب حرف می زند.چون برای همه اقوام احترام و برابری قایل هستم.ولی وقتی می بینم که رسم و  رسومی ،آداب و فرهنگی که نسل به نسل اجداد ما با همه مشکلات و دشواری ها،قرن به قرن،و در طول زمان، سعی در حفظ و پاسداشت آن کرده اند اینگونه به مسخره و استهزاگرفته می شوند به حال خودمان گریه ام می گیرد.

اگر این پیام ها در سرزمینی غیر سرزمین خودمان پخش می شد کمتر حسرت می خوردم و با خود  می گفت که اطلاعی از فرهنگ ما ندارند .ولی افسوس و صد افسوس که فرهنگ ما بوسیله خودمان و به ریشخند گرفته می شود تا آنجا که به خود می آییم و فرهنگ ما  جز فرهنگ smsنیست که فقط باید در گوشی های همرا ه آن را پیدا کرد.

مهمترین تاثیر این پیام ها فرهنگ زدایی است .به این صورت که آن قدر رسومات و فرهنگ خودمان را بوسیله این پیام ها به استهزا می گیرند که در ذهن مان، از  فرهنگمان چیزی جز پیام های چند خطی باقی نمی ماند.

نمیدانم، می خوانیم و می خندیم و ارسال می کنیم تا هنگامی که در گوشه و کناری از این میهن پهناور از ما درباره فرهنگمان سوال می کنند و ما می مانیم و جواب و فرهنگ اس ام اسی.

پس بیایید همین حالا این پیام ها را پاک کنیم .....

 

نوشته شده توسط ظفر پاپی در ساعت  | لینک  | 

آنچه میخوانید قسمتی از ترجمه(زندگینامه) سلیمانشاه حاکم کردستان است ، که به قلم علامه محمد

 قزوینی به کتاب «تاریخ جهانگشای جوینی» افزوده شده است. در این متن از اختلافات میان سلیمانشاه

 و اتابکان لر – آل خورشید- صحبت به میان آمده است. قدرتنمایی اتابک لر و جنگهای مداوم وی با

 همسایه شمالی ، خلیفه را به جانبداری از سلیمانشاه کشاند، خلیل بدر بعد از سالها لشکرکشی و

 تصرفات متعدد در قلمرو سلیمانشاه در برابر سپاه مشترک خلیفه و سلیمانشاه شکست خورد و کشته

 شد و این نقطه عطفی بود در کینه ورزی لرها و عباسیان که از همان اغاز حکومت آل خورشید وجود

 داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ظفر پاپی در ساعت  | لینک  | 

ایل بختياري در مواقع برگزاري جشن‌ها و سرورها رقص‌هاي متنوعي اجرا مي‌گردد كه از معروفترين آنها رقص‌عروسي، رقص‌دستمال، رقص‌آرام، رقص‌تند و رقص مجسمه است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ظفر پاپی در ساعت  | لینک  | 



لالايي ها ، نواهاي عاشقانه اي هستند كه با كند و كاو در مضامين آنها مي توان نگرش هر قوم را نسبت به فرزند و جنسيت او دريافت هر چند برخي لالايي ها علاوه بر انعكاس حالات دروني مادران، به شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي خانواده ها نيز پرداخته اند، اما اصيل ترين لالايي ها از مضاميني حكايت مي كنند كه طي آن مادر، بي اعتنا به همه ي غم هاي عالم، مي كوشد تا شادي را براي فرزند به ارمغان آورد. در اين لالايي ها، شكايتي هم اگر هست از رنجي است كه طي آن به كودك از هم سالان خود رسيده است.
هر چند لالايي در فرهنگ هاي مختلف به گونه هاي متفاوتي اجرا مي شود،‌ اما عشق به فرزند وجه مشترك تمامي آنهاست، مادر لر هم، صداقت، لطافت، استحكام ادبي و بار عاطفي عميقي را در هم آميخته و حرف دلش را به صورت لالايي با فرزندش در ميان مي گذارد. لالايي ها را از چند منظر مي توان تقسيم بندي كرد: ساختار، محتوا و ...
لالايي هاي لرستان را از نقطه نظر توجه به جنسيت فرزند به دو دسته مي توان تقسيم نمود: دسته ي اول لالايي هايي هستند كه بي توجه به جنسيت فرزند بيان مي شوند (لالايي هاي عمومي) و دسته ي دوم نيز لالايي هايي هستند كه به طور اختصاصي براي دختر و يا پسر خوانده مي شوند.

ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ظفر پاپی در ساعت  | لینک  |