ادامه مطلب
دراين ميان صنايع دستي نيز به عنوان بخشي از ميراث کهن و فرهنگي ملت ها، نقش مهمي در معرفي تمدن و پيشينه تاريخي سرزمين دارد.
اسناد و مدارک فرهنگي برجاي مانده از گذشته به ويژه ابزار و ظروف
بيانگير آن است که بروجرد نيز از لحاظ توليد صنايع دستي سابقه اي ديرينه
دارد.

ادامه مطلب
مدیر مسئول نشریهی "لرستانورزشی" گفت: با توجه به
مشکلات عدیدهی چاپ و نشر مطبوعات در لرستان، مجبور به تنزل كيفيت چاپ و
توزيع اين نشريه هستيم و در صورت ادامهي روند فعلي از ادامهی انتشار اين
دوهفتهنامه باز خواهيم ماند.
ادامه مطلب
جلسه بررسی
مشکلات مردم شهرستان ازنا ظهر سه شنبه با حضور نماینده مردم دورود و ازنا
در مجلس، استاندار لرستان، مدیران استانی و شهرستانی در محل کانون فرهنگی
هنری آفرینش شهرستان ازنا تشکیل شد.
ادامه مطلب
رئیس سازمان میراث فرهنگی لرستان: متاسفانه در 3 سال اخیر (از سال 85 تا
کنون) کارهای پژوهشی در استان لرستان به نوعی مورد غفلت قرار گرفته است.
در حال حاضر هفت پژوهشکده مرتبط با میراث فرهنگی در کشور وجود دارد، خاطر
نشان کرد: متاسفانه این پژوهشکده ها هیچ پژوهشی در مورد زبان و گویش
و آداب و سنن لرستان انجام نداده اند. زبان و گویش این استان در حال
فراموشی است
ادامه مطلب

ادامه مطلب
در زمان جنگ بناهای تاریخی چند هزار ساله قوم لر مورد حمله موشکی قرار
بگیرد و در زمان صلح فرهنگ تاریخی آن مورد حمله موشکهای ضدفرهنگ قرار
بگیرد؟ چندین بار شاهد پخش برنامههایی از شبكه هاي سراسري بوده ايم که به
فرهنگ چند هزار ساله قوم لر توهین شده. در سریال” خاله سارا” دیالوگ یکی
از بازیگران، این بود: ” اگر لر نرود بازار، بازار می گندد.”… در یکی دیگر
از برنامهها از يك کتاب فروش سوال می شود، ” کتاب لر دانا دارید؟”.. آیا
فراموش شد ترانه حماسی دایه دایه در لرستان؟ برگرفته از سایت لرنا
ادامه مطلب
((در عصري كه راجع به مورچه ها چندين نشريه در دنيا چاپ مي شود قوم لر حتي يك نشريه قابل ذكر هم ندارد))


ادامه مطلب
ادامه مطلب
| دبیر کمیته سیل و طغیان رودخانه های استان لرستان گفت: در حال حاضر برخی نقاط این استان از نظر رانش زمین در وضعیت بحرانی قرار دارند. | |
ادامه مطلب
ادامه مطلب
استاد دكتر عبدالحسين زرينكوب، اديب، مورخ، اسلامشناس، ايرانشناس، محقق و نويسنده بزرگ معاصر، در 27 اسفند 1301 شمسي در بروجرد چشم به جهان گشود
ادامه مطلب
عضو جامعه جنگلبانی ایران از ایجاد اولین ذخیره گاه جنگلی بلوط در لرستان به منظور جلوگیری از انقراض این گونه خبر داد. |
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
علی اکبر شکارچی متولد ششم فروردین ۱۳۲۸ روستای چم سنگر از توابع شهرستان دورود واقع در استان لرستان است. کمانچه
را نزد نوازندگان محلی آغاز می کند و
برای تکمیل اندوخته هایش راهی تهران می شود
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اغلب
چشمه های آب در این مناطق خشک شده اند بر این اساس مقدار کم آب موجود
سهمیه بندی می شود به این صورت که به ترتب لیست در ساعت مشخص هر خانواده
حق دارد تعدادی ظرف 20 لیتری آب برای مصارف بهداشتی و شرب بردارد که این
مقدار آب برای خانواده های پر جمعیت روستایی و احشام و کشاورزی بسیار کم
است و همین مقدار کم آب هم روز به روز کاهش می یابد.

ادامه مطلب
رئیس اداره
فرهنگ و ارشاد اسلامی مسجدسلیمان گفت: پنجمین جشنواره تئاتر بومی
مسجدسلیمان به دلیل استقبال علاقمندان از 21 تا 24 آبانماه به صورت
منطقهای برگزار میشود.
ادامه مطلب
مدیرکل امور
عشایر کهگیلویه و بویراحمد وضعیت موجود رفاهی و بهداشتی هزار و 120 خانوار
عشایری کهگیلویه و بویراحمد را نگران کننده عنوان کرد
ادامه مطلب
وبلاگ خورموه / احد رستگارفرد:چیزی که مرا به نوشتن این چند خط وادار کرد، یک وانت نیسان آبی رنگ چادر دار بود که دقیقا جلوی در ورودی حریم قلعه فلک الافلاک پارک شده بود. و پر بود از جعبههای کاک که روی آنها نوشته بود سوغات کرمانشاه!!
ادامه مطلب
ضرب آهنگ سم اسبان، پژواک حماسي، شکوه و صلابت مردمان ديار لرستان است و
اين حماسه باشکوه، با طنين طبل و نواي سرنا، "قيقاچ" را به تجلي مينشيند.
ادامه مطلب
خدارا شاکرم که یک سال به من مهلت داد تا بتوانم قدمی در راه معرفی قوم بزرگ لر بردارم.واز همه دوستانی که در این یک سال با نظرات گرم و سازنده شان به من در انتخاب مطالب و بهتر شدن وبلاگ کمک کردند تشکر می کنم.

فارغ از زندگي پر دود و دم خانه هاي سربه فلک کشيده شهر،دورتر از هر جايي
که نامش شهر و شهر نشيني باشد،در آخرين ايستگاه زندگي کردن و در پس کوهها
و تپه هايي که ممکن است ابتداي جاده ديگري باشد روستايي است که بي گمان
نامش تنها براي اهالي آشناست.
ادامه مطلب
مسئول واحد موسیقی حوزه هنری استان ایلام گفت: موسیقی محلی استان ایلام طی سالهای گذشته رو به فراموشی و نابودی حرکت کرده است.
ادامه مطلب
محققان دانشگاه علوم پزشكي ايلام اثرات آرام بخشي، خواب آوري و بي حسي موضعي دو گياه بومي منطقه زاگرس را كشف كردند.ادامه مطلب
علی حسن پاپی-قوم لر
دفاع از فرهنگ و هویت لر کمتراز دفاع از نام خلیج فارس نیست
زیرا نام لر نام یک ملت و نام خلیج فارس نامی متعلق به یک ملت است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

زندگي
عشايري يك دنياي هيجان انگيز و در عين حال پر مشقت است. از آن نوع
زندگيهايي كه وقتي ميبينيمشان، ميگوييم خوش به حالشان و با اينحال
بيش از چند روز را نميتوانيم با نوع زندگي آنها سر كنيم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
به این آبگوشت به زبان محلی " دوگوله دودار" گفته میشودو درفصل سرمابسیار
طرفداردارد وازنظرموادلازم برای بدن بسیارغنی ودرعین حال ، خوشمزه
ودلچسب است
ادامه مطلب
ادامه مطلب
زنان بختياري كلاهي بر سر دارند كه آن را لچك مي گويند( در برخي گويش ها مانند گويش ميوندي آن كلچه ناميده مي شود ) . روي لچك منجوق دوزي شده است و دو بند از كنار گوش ها وجود دارد كه براي ثابت نگه داشتن لچك روي سر كاربرد دارد . در قديم زناني كه از خانواده هاي غني تر بودند جلوي كلچه را سكه دوزي مي كردند كه جلوه زيبايي به لچك مي داد و اين نوع ، به لچك ريالي معروف بود.

ادامه مطلب
چند روز پیش تلوزیون را روشن کردم و برای تماشا شبکه افلاک را انتخاب
کردم دیدم که برنامه ای مستند در مورد یک منطقه کوهستانی پخش 
می کند کلی خوشحال شدم که شبکه افلاک از کوه های لرستان مستند
تهیه کرده است ولی کمی بعد متوجه شدم که متاسفانه این برنامه در
مورد کوه های توچال تهران است پس از پخش سریال های شبکه تهران
پخش مستندی در مورد استان تهران واقعا یکی از شاهکار های شبکه
افلاک است اگر اخبار استان تهران را هم در شبکه افلاک پخش کنند
دیگر همه چیز شبکه افلاک تهرانی می شودادامه مطلب
ادامه مطلب
در ایران زبانها و لهجه های متعددی داریم كه بختیاری
یكی از آنها است . عربی، بلوچی ، تركمنی ، تركی ، كردی و … دیگر زبانها
هستند . بسیاری از این زبانها دارای زیرشاخه هایی هستند كه حتی افرادی كه
به آن تكلم می كنند، از فهمیدنش عاجزهستند . بیشتر ساكنان ایران ( جز
بختیاریها ) قادر به فهمیدن زبان فارسی ویا صحبت كردن به این زبان نیستند
و فارس زبانان هم نسبت به زبان آنان همینطور . اما این اقوام بدون هیچ
خجالتی و بی آنكه برای یادگیری زبان رسمی كشور احساس نیاز كنند، فقط به
زبان محلی خود سخن می گویند . ولی ما بختیاریها زبان فارسی و بقیه ی مردم
ایران زبان ما را به خوبی می فهمند و عجیب است كه چرا این همه از زبان خود
گریزان بوده، از صحبت كردن با آن احساس شرم كرده و بیشتر مواقع كلمات
فارسی را بسیار ناشیانه با آن مخلوط می كنیم، شاید یكی ازعلل عقب افتادگی
ماهمین باشد
ادامه مطلب
ایبنا نیوزاين مجموعه سنگي به دستور حاج خسروخان سردار ظفر بختياري، حاج عليقليخان سردار اسعد دوم بختياري و جعفرقليخان سردار اسعد سوم، بر روي يك تخته سنگ در كوهپايهاي از رشته كوه زاگرس نوشته شد و شرح فعاليتهاي مجاهدين بختياري را براي مبارزه با استبداد محمدعليشاه قاجار بيان ميكند.
ادامه مطلب
رحيم كاكاوند در گفتگو با خبرنگار مهر در خرم آباد، اظهار داشت: عامل قتل ماده پلنگ لرستاني يكي از اهالي منطقه بوده است كه اين پلنگ را به وسيله لاشه آلوده به سم مسموم كرده است![]()
ادامه مطلب
لرستان سرزمینی زیبا و شگفت انگیز با آب و هوایی معتدل و دل پذیر است. به
طوری که محصور در کوه های مرتفع و صعب العبور سلسله جبار زاگرس میانی در
غرب ایران واقع شده است. مرکز این استان شهر طبیعی و زیبای خرم آباد که
زیبایی آن اغلب به خاطر این است که به صورت قیفی شکل در داخل کوههای
پیرامونش جای گرفته است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
استان لرستان به خاطر واقع شدن در بخش سلسله كوه هاي زاگرس و برخوردار بودن از مناطق گسترده كوهستاني و قلل برف گير و وجود دشت ها و دره هاي پراكنده و نسبتا پر آب و دامنه ها و مجاورت با نقاط سردسير و گرم سير منطقه اب و هوايي متنوع و متغير دارد . نواحي شمال و شمال شرقي و شمال غربي به علت كوهستان هاي مرتفع جنگل ها و پوشش گياهي نسبتا خوب داراي زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل است. در حالي که نواحي دشت هاي مركزي زمستاني سرد و تابستاني نسبتا گرم دارد. بخش هاي جنوب و جنوب غربي لرستان از زمستان هاي معتدل و تابستان هاي گرم برخوردار ند . اين به علت مجاور بودن با استان گرم خوزستان مي باشد.
.
ادامه مطلب
اين كتاب را مي توانيد از لينك هاي زير دانلود كنيد.
ادامه مطلب
کوروش اسدپور حالا هنرمند فعال و پرکاری است این موضوع را از آن جهت می گویم که او اکنون بخش ثابت همه جشنواره ها و همایش های لری و بختیاری شده است و دلیل عمده این موضوع هم این است که او هنرمندی است مردمی و فروتن که بدون ریا و...در همه برنامه های فرهنگی قوم که در شهر های مختلف برگزار می شود، شرکت می کند و به اجرای برنامه می پردازد.رمز محبوبیت کوروش و رمز ماندگاری هنر و هنرمند یکی هم همین است با مردم و در کنار مردم بودن.همه این مسائل البته مسئولیت کوروش را سنگین تر می کند زیرا او هنرمندی است از معدود انگشت شمار خواننده ای موسیقی بختیاری است که در حوزه موسیقی قومی فعالیت می نماید او به خاطر پشتکار و جدیتی که دارد می تواند نقش تاثیر گذاری در موسیقی بختیاری ایجاد کند.

ادامه مطلب
ادامه مطلب
گياه گون را به فرانسوي Astragale و Tragacanthe و به
انگليسي Astragale يا Tregacanth و Milkveteh مي نامند. گونه هاي مختلفي داردكه به
صورت درختچه يا گياهان علفي چند ساله و يكساله مي باشند. تعداد گونه هاي آنها از
200 متجاوز است عموماً در مناطق استپي و كوهستاني ايراني مي رويند و غالب آنها
خاردار هستند . در ايران به طور كلي آنها را «گون» نامند و در كتب طب سنتي اين
گياهان با نام عربي «محلب العقاب» و «اصابع العروس» آمده است.
ادامه مطلب
استان لرستان، نگین سرسبز و زیبای زاگرس را شاید بتوان یگانه دیار
طبیعت بکر و بهشتوار سرزمین زیبای ایران خواند و در میان رشته کوههای سر به فلک
کشیده زاگرس چون صحنهای بیبدیل از زیباییهای این سرزمین در فصل زیبای بهار به
نظاره نشست.
استان لرستان سرزمینی زیبا با آب و هوای دلپذیر و محصور درکوههای مرتفع و صعب العبور است که بین 46 درجه و51 دقیقه تا 50 درجه و22 دقیقه عرض شمالی در سلسله جبال زاگرس میانی واقع شده است.
این استان از شمال به استانهای مرکزی و همدان، از شرق به استان اصفهان، از جنوب شرقی به چهار محال وبختیاری، از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان کرمانشاه و ایلام محدود است و از این حیث دارای جغرافیایی بی نظیر است.
استان لرستان با مساحت 28 هزار و 64 کیلومتر مربع در غرب کشور پهناور ایران واقع و 7/1 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است.
اشترانکوه سرافراز با 4 هزار و 150 متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است و پست ترین نقطه در جنوبی ترین نقطه استان واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 500 متر است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
وحید عالی نژاد:
بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می شد. وی طی نامه ها و تلگراف های مختلف بین سران ایل و سخنرانی های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می کرد و به عنوان یکی از شخصیت های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است.
ادامه مطلب
حیدر میرانی:لرها به عنوان یکی از اقوام بزرگ ایران تاثیر به سزایی در رشد صنایع دستی ایران زمین داشته است، نقشمايههاي شاخص و متداول 12 یا چند تاجی، 3 یا چندطوقی، گوچنگی، چنگروهای، گوشخوارهای، آینهای، سارهای و... این طرحها از فرهنگ، آداب و رسوم و عقايد مردمان كوچنشين لُر نشات گرفته است
ادامه مطلب
علیالحساب این نوشته را به عنوان پاسخی به مطلب آقای عیسی قائد رحمتی مندرج در نشریهی سیمره و سایت "لور" تحت عنوان "خنده دار مثل کردی جنوبی" ارسال میدارم. امید است آن را به صورت کامل و بدون دخل و تصرف در رسانهی خود درج فرمایید.
ادامه مطلب
یکی از ارزشمندترین نعماتی که حق تعالی به مناطق لرنشین ارزانی داشته است محیط زیست بینظیر و دلکش این مناطق است، آبشارها، رودخانههای خروشان، جنگلهای پرشکوه بلوط، گلها، گیاهان، حیوانات و پرندگان رنگارنگ، تنها گوشههایی از زیباییهای زیستمحیطی مناطق لرنشین هستند
ادامه مطلب
در شماره 110 نشریه سیمره مورخ 15 اسفند 87 نوشتاری به قلم «ظاهر سارایی» منتشر شده بود که علیرغم عنوانش آن هیچ ارتباطی با موضوع شعر کردی نداشت و ظاهرا دغدغه اصلی ایشان پیدا کردن و پیشنهاد کردن نام جدیدی برای گویشهای لرستان، ایلام و کرمانشاه بوده است. گذشته از اینکه اصل موضوع به نظرم خیلی نابجاست و خیلی ناشایست است که یک ملت تاریخ خود را نشناسد و نام خود را گم کند، و چنین دنبال «جعل نام» باشد اما حال که این مطلب ابتدا در یک سایت اینترنتی و سپس در نشریه وزینی مثل سیمره منتشر شده ظاهرا لازم است نظر خود را در این باب بنگاریمادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
کلیپ تصویری رااز سه لینک زیر دانلود کنید
کلیپ صوتی رااز سه لینک زیر دانلود کنید
در صورت دانلود نشدن به من اطلاع بدید تا درستشون کنم.
نظر یادتون نره
گفتن درباره اينکه چگونه زنان ايران در هزاران سال پيش خود را می آراستند کار آسانی نيست و تنها کاوشهای باستان شناسی می توانند پاسخ اين پرسش را آشکار سازند. کشفيات محدود به جای مانده از دوران باستان، نشان می دهند که نه تنها زنان بلکه مردان نيز به آراستگی و زيبايی خود توجه نشان می دادند. کاوش های باستان شناسی در غارهای کمربند، هوتو، بيستون و ... نشان می دهند که زنان و مردان غار نشين از استخوان ها، دندان های حيوانات شکار شده و يا سنگهای رنگين برای زيبايی خود بهره می گرفتند. شايد بتوان گفت که بقايای شاخ حيوانات، سنگهای رنگين و گونه های صدف های دريايی نخستين زيور آلات در ايران بوده اند.
ادامه مطلب
سال نو مآرک

در لرستان مراسم نوروز و پیشواز از سال نو تقریبا همچون سایر نقاط ایران بزرگ می باشد اما باچندین تفاوت که قو لر چندین رسم مخصوص در عید نوروز دارند.

ادامه مطلب
موسيقي و شهر در ايل بختياري پيوند جاودانهاي با زندگي ايلي يافته است. مقامهاي موسيقي ايل بختياري به نام ر(بيت معروف) هستند. از مشهورترين آنها به مقام گلهداري، برزگري، ابولقاسمخان و مقام شيرعليمردون كه تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است ميتوان اشاره نمود
![]()
ادامه مطلب
سه شنبه ها که می رسد به خودمان یادآوری می کنیم که دیدن سریال افسانه جومونگ را از دست ندهیم.سریالی افسانه ای که در آن تجار به تجارت نمک می پردازند.افسانه ای که سه شنبه شب ها باعث جذب مخاطبان زیادی شده است.ولی آیا می دانید در پشتکوه لرستان به خاطر معادن نمک آن منطقه بین حکومت وقت لرستان و حکومت عثمانی درگیری بوده است .موضوعی که سوژه ای مناسب است برای ساختن سریالی واقعی و نه افسانه مانند افسانه جومونگ و امپراطور دریا.

ادامه مطلب
استان لرستان با مساحت 28064 كيلومتر مربع در غرب كشور پهناور ايران واقع و7/1 درصد مساحت كشور را به خود اختصاص داده است . اين استان با بيش از 1600000 نفر جمعيت 6/2 درصد جمعيت كشور را دارا مي باشد . بنابراين استان لرستان از حيث مساحت و نيز جمعيت رتبه چهاردهم را بين استانهاي كشور حائز گرديده است.
اشترانكوه با 4150 متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است.پست ترين نقطه در جنوبي ترين استان واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا 500 متر است .
بر اساس آخرين تقسيمات كشوري استان لرستان، داراي ٩ شهرستان،12 شهر، 25 بخش، 81 دهستان و 2842 آبادي داراي سكنه بوده ومركز سياسي واداري آن شهر خرم آباد است .
شهرستان هاي استان عبارت اند از:خرم آباد ، بروجرد،اليگودرز ،دورود ،ازنا ،كوهدشت ،دلفان، سلسله وپلدختر.

ادامه مطلب
در گوشه و کنار ایران رسوما ت ومراسمات مختلفی برای کمک به افراد نیازمند وجود دارد.مانند جشن گلریزان که افراد مبالغ اهدایی خود را درون دسته گل قرار می دهند.ولی در میان قوم لر رسمی وجود دارد برای کمک افراد نیازمند که به« تعصو»معروف است.

ادامه مطلب
غنای فرهنگی ،تمدن وهویت یک قوم،یک ملت یا مردمان یک بخش ر ا با توجه به آثار باستانی ،رسومات و سنن محلی ، لباس وموسیقی محلی و ...تعیین می شود.مردمان هر قوم یا هر ملیت ی سرزمینی در جهان با توجه به ویژگی های فرهنگی و نژادی و محلی خود شناخته و بعضا نامگذاری می شوند که نشان دهنده ی تمدن انان می باشند.
حال کشور ایران نیز از لحاظ جغرافیایی به بخش های مختلفی تقسیم شده است که درهر بخش می توان اقوام مختلفی را با آداب و رسوم و فرهنگ های متفاوتی مشاهده کرد که مردمان هر قوم بر اساس موقعیت جغرافیایی ،آداب ،رسوم و...شناخته می شوند.به صورتی که زبان لری انحصارادر لرستان رواج داردو موسیقی وزبان آذری مخصوص مناطق آذری نشین می باشد. همچنین مردمان ترک ،لر،بختیاری و ...نیز توسط فرهنگ خاص خود شناخته میشوند.

ادامه مطلب
اوایل دههی شصت بود که یک جوان لر از خرم آباد به تهران آمد، در اولین جشنواره موسیقی فجر شرکت کرد و مقامنخستِ بهترین خواننده فولک را به خود اختصاص داد.
«محمد میرزاوندی» با صدای گرم و رسائی که داشت خیلی زود محبوب عام و خاص شد و همانزمان ترانهی «دایهدایه وقتِ جنگه» را ورد زبانها کرد. میرزاوندی از آن پس علاوه بر اینکه در ایران خوش درخشید، در اقصی نقاط دنیا نیز برنامههایی اجرا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
اما دیری نپایید که او در پی ِ یک عارضه از خواندن باز ماند. اینکه چرا بیست سال است که دیگر محمد میرزاوندی نمیخواند را بهتر است از زبان خودش بشنویم. هرچند که هنوز موقع صحبت کردن کمی لکنتزبان دارد اما جالب است که وقتی میخواند اثری از لکنتزبان در خوانداناش احساس نمیشود.

ادامه مطلب
1. دشت سيلاخور:
دشت سیلاخور بزرگترین زمین هموار استان لرستان در غرب ایران است. این دشت وسیع که بیشتر مساحت شهرستانهای بروجرد و دورود را در بر میگیرد. از قطبهای کشاورزی و باغداری منطقه هم به شمار میرود.
آثار به دست آمده از مناطقی چون تپه قلا رمیان (قلعه رومیان) در سه کیلومتری جنوب بروجرد و دیگر تپهها و گورستانهای تاریخی، سکونت بشر را از دست کم ۵۰۰۰ سال پیش در این ناحیه مسجل میکند. سیلاخور و بروجرد در طول تاریخ جنگهای زیادی را به خود دیدهاست و بارها مورد هجوم قرار گرفتهاست. بنا بر آثار موجود اسکندر، اعراب، مغولها، تیمور و افغانها هجومهای گسترده و ویرانگری به این ناحیه داشتهاند. سربازان سیلاخوری همواره به شجاعت و جنگاوری معروف بودهاند و پادشاهان قدیم حساب مخصوصی روی سپاهیان سیلاخوری خود باز میکردهاند. کلمه سیلاخور کوتاه شده سیلاب خور است که نشان میدهد از گذشتههای دور سیلاب مشکل عمدهای در منطقه بودهاست. یکی از شدیدترین زلزلههای ایران به بزرگای ۴/۷ ریشتر در سال ۱۲۸۸ قمری در سیلاخور روی دادهاست.سیلاخور به دو بخش تقسیم میشود:ادامه مطلب
فرهنگ زدایی اس ام اسی
باز با صدای زنگ sms موبایل خود به سمت ان می رویم و پس از باز کردن پیام به متنی بر می خوریم که آهسته در حال فرهنگ زدایی می باشد.متنی که حاوی مطلبی در باره ی یکی از رسومات یا لغات لری می باشد که در ادامه ان به توضیح ان کلمه ، یا رسم محلی می پردازد آن هم با لحنی طعنه آمیز و مسخره.ولی نه برای معرفی یا معنی کردن آن لغت بلکه برای به مسخره گرفتن و نابود کردن فرهنگ لر.
پس از خواندن این پیام ها شاید لبخندی بر گوشه لبانمان بنشیند ولی آیا فکر کرده اید که این پیام ها توهین نامه هایی بیش نیستند که در قالب مدرن و امروزی سعی در تخریب و زدودن پنهانی و آرام آرام فرهنگ لری دارند.پیا م هایی که نه دیگر در قالب رمز جدول،روزنامه و یا طنز های روزنامه ای ،مصاحبه های تاریخ دانان و... به مسخره کردن و طعنه زدن به این قوم بزرگ می پردازند.پیام هایی که هدفی جز خنداندن ندارند وای آیا واقعا هدف این گونه پیام ها این است؟؟؟؟
آیا غرض ورزی و مقصودی در پشت این پیامم ها نهفته نیست ؟؟؟؟
آیا به مطلبی که می خندیم ،گوشه از فرهنگ خودمان نیست؟؟
آیا ما خود را لر نمی دانیم که به فرهنگ و رسومات خودمان می خندیم؟؟؟
آیا ما در لرستان زندگی نمی کنیم که حالا این پیام ها فرهنگ زدا قوم لر به دست مردم لر پخش می شود؟
تاحال فکر نکرده ایم به مطلبی که می خندیم ،به خودمان می خندیم ،به فرهنگمان ،به رسوماتمان ، به زبانمان.
نگویید از روی تعصب حرف می زند.چون برای همه اقوام احترام و برابری قایل هستم.ولی وقتی می بینم که رسم و رسومی ،آداب و فرهنگی که نسل به نسل اجداد ما با همه مشکلات و دشواری ها،قرن به قرن،و در طول زمان، سعی در حفظ و پاسداشت آن کرده اند اینگونه به مسخره و استهزاگرفته می شوند به حال خودمان گریه ام می گیرد.
اگر این پیام ها در سرزمینی غیر سرزمین خودمان پخش می شد کمتر حسرت می خوردم و با خود می گفت که اطلاعی از فرهنگ ما ندارند .ولی افسوس و صد افسوس که فرهنگ ما بوسیله خودمان و به ریشخند گرفته می شود تا آنجا که به خود می آییم و فرهنگ ما جز فرهنگ smsنیست که فقط باید در گوشی های همرا ه آن را پیدا کرد.
مهمترین تاثیر این پیام ها فرهنگ زدایی است .به این صورت که آن قدر رسومات و فرهنگ خودمان را بوسیله این پیام ها به استهزا می گیرند که در ذهن مان، از فرهنگمان چیزی جز پیام های چند خطی باقی نمی ماند.
نمیدانم، می خوانیم و می خندیم و ارسال می کنیم تا هنگامی که در گوشه و کناری از این میهن پهناور از ما درباره فرهنگمان سوال می کنند و ما می مانیم و جواب و فرهنگ اس ام اسی.
پس بیایید همین حالا این پیام ها را پاک کنیم .....
آنچه میخوانید قسمتی از ترجمه(زندگینامه) سلیمانشاه حاکم کردستان است ، که به قلم علامه محمد
قزوینی به کتاب «تاریخ جهانگشای جوینی» افزوده شده است. در این متن از اختلافات میان سلیمانشاه
و اتابکان لر – آل خورشید- صحبت به میان آمده است. قدرتنمایی اتابک لر و جنگهای مداوم وی با
همسایه شمالی ، خلیفه را به جانبداری از سلیمانشاه کشاند، خلیل بدر بعد از سالها لشکرکشی و
تصرفات متعدد در قلمرو سلیمانشاه در برابر سپاه مشترک خلیفه و سلیمانشاه شکست خورد و کشته
شد و این نقطه عطفی بود در کینه ورزی لرها و عباسیان که از همان اغاز حکومت آل خورشید وجود
داشت.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
لالايي ها ، نواهاي عاشقانه اي هستند كه با كند و كاو در مضامين آنها مي توان نگرش هر قوم را نسبت به فرزند و جنسيت او دريافت هر چند برخي لالايي ها علاوه بر انعكاس حالات دروني مادران، به شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي خانواده ها نيز پرداخته اند، اما اصيل ترين لالايي ها از مضاميني حكايت مي كنند كه طي آن مادر، بي اعتنا به همه ي غم هاي عالم، مي كوشد تا شادي را براي فرزند به ارمغان آورد. در اين لالايي ها، شكايتي هم اگر هست از رنجي است كه طي آن به كودك از هم سالان خود رسيده است.
هر چند لالايي در فرهنگ هاي مختلف به گونه هاي متفاوتي اجرا مي شود، اما عشق به فرزند وجه مشترك تمامي آنهاست، مادر لر هم، صداقت، لطافت، استحكام ادبي و بار عاطفي عميقي را در هم آميخته و حرف دلش را به صورت لالايي با فرزندش در ميان مي گذارد. لالايي ها را از چند منظر مي توان تقسيم بندي كرد: ساختار، محتوا و ...
لالايي هاي لرستان را از نقطه نظر توجه به جنسيت فرزند به دو دسته مي توان تقسيم نمود: دسته ي اول لالايي هايي هستند كه بي توجه به جنسيت فرزند بيان مي شوند (لالايي هاي عمومي) و دسته ي دوم نيز لالايي هايي هستند كه به طور اختصاصي براي دختر و يا پسر خوانده مي شوند.

ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
مقاله حاضر حاصل پژوهشي ميداني – اسنادي است كه در استان لرستان ،پيرامون طب سنتي و ريشه هاي اساطيري آن صورت گرفته است. با در نظر گرفتن اين اصل كه اساطير باور هاي كهن مبتني بر اعتقادات دين اند،الزام و فشار عناصر قدسي بر رويكردهاي فردي و شكل گيري و تداوم صورت هايي از انديشه هاي اسطوره محور را مي توان در تك تك اجزاء و اعمال باورمندان مشاهده كرد كه گاه اين باورمندان ريشه هاي ذهني اعمال عيني خود را نمي شناسند. هدف از اين پژوهش تفكيك روش هاي درمان سنتي بر اساس باورهاي اساطيري است كه در پس آن ها قرار دارد.رويكرد روش شناختي در اين مطالعه انسانشناختي بوده، به اين معنا كه با استفاده از روش هاي كيفي و ژرفايي و همچنين مطالعات اسنادي ،روش هاي مختلف درمان در طب سنتي منطقه مورد مطالعه قرار گرفته است.

در اين پژوهش بيش از 30 بيماري و درمان هاي محلي در استان لرستان با توجه به اطلاعات به دست آمده از درمانگران محلي،دسته بندي و ريشه شناسي شده است. اين دسته بندي و ريشه شناسي با توجه به اساطير ايران باستان و كتب مذهبي زرتشتي از جمله اوستا،ونديداد و بندهش انجام شد.
ادامه مطلب
1)http://www.4shared.com/file/79582735/5a1b6d8f/01_online.html?dirPwdVerified=5c3da2d3
2)http://www.4shared.com/file/79583291/19eee492/02_Track_2.html?dirPwdVerified=5c3da2d3
3) http://www.4shared.com/file/79583896/8a1df4e7/05_Track_5.html?dirPwdVerified=5c3da2d3
4)http://www.4shared.com/file/79585119/f8c1072d/Haj_habeb2.html?dirPwdVerified=5c3da2d3
5)http://www.4shared.com/file/79586322/550ff6e6/Haj_habeb.html?dirPwdVerified=5c3da2d3
چند روز پيش از عاشورا يعني در همان روزهاي اول ماه محرم اهالي خرم آباد و ساير مناطق لرستان، خودشان را براي عزاداري شهداي كربلا آماده مي كنند. اغلب مردم پيراهن سياه مي پوشند و يا بازوبندهاي سياه را با نوشته هاي يا حسين، يا حسين مظلوم، و . . . به بازو مي بندند. براي بجا آوردن نذرهاي خويش كه غالبا خوراكي هستند برنج، روغن، آرد، شكر، گلاب و زعفران و ساير مواد لازم را از اين قبيل تهيه مي بينند.

هر محله اي از جمله درب دلاكان و پشت بازار علم هاي خود را سر گذارها و خيابانهاي اصلي برپا مي كنند. صداي ساز و دهل كه آهنگ غم انگيز چمريونه مينوازد در محله و كوچه هاي اطراف بگوش مي رسد.
سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شعرها و ابيات روزهاي نخست عزاداري بيشتر از اين قبيل است:
هر كه دارد عشق شاه كربلا عريان شود گر تكبر مي كند از اين عزا بيرون شود
يا:
محرم آمد و عيشم عزا شد حسينم وارد كرب و بلا شد
ماه محرم چو پديدار شد خون بدل احمد مختار شد
وقتي دسته هاي سينه زن جمع شدند، بسوي حسينيه ها و مساجد شهر حركت مي كنند. وقتی سينه زنها كاملا در محل مورد نظر استقرار يافتند، قبل از هر كاري نوحه خوان مرثيه جانسوزي ميخواند و سينه زني شروع مي شود.
روش سينه زني در خرم آباد به اينصورت است، اول نشسته و با يك دست سينه مي زنند بعد وقتي نوحه خوان فرياد مي زند اي واي شهيدا به دشت كربلا، همگي سرپا مي ايستند و ضمن جواب دادن به نوحه خوان در مقابل هم با دو دست بشدت به سينه ميزنند و بعد از مسجد يا حسينيه به عزاخانه ديگري ميروند.
روز هفتم را اهالي تراش عباس مي دانند در اين روز همگي به حمام مي روند و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند.
از روز هفتم به بعد عده اي براي افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. زيرا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و يخبندان هم باشد عزاداراني كه نذر دارند حتما بايد در گل بيفتند، بهمين خاطر عده اي دور خانه ها ميگردند و با خواندن جملاتي تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم ميدهند.
چو يي هيمه در نن داس نذر حسين و عباس
Coe hyma derenn das
براي روز عاشورا خاك نرم و مخصوصي بنام گل باغچاله (گل رس) آماده مي كنند و در ميدانهاي بزرگ و كوچك شهر مي ريزند.
شبها در جلو دسته هاي سينه زني چل چراغ cel cerage حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه اي صليب مانند و چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه همه ساله نذر دارد حمل ميشود.
شب عاشورا دسته هاي سينه زني اغلب از اين قبيل اشعار را كه مناسبت هم دارند ميخوانند:
شب عاشوراست يا عيد قربان است
كرب وبلا يكسر از خون گلستان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
مكن اي صبح طلوع
عصر فردا بدنش زير سم اسبان است
مكن اي صبح طلوع
صبح عاشورا و مراسم گل افتادن
صبح خيلي زود، قبل از طلوع آفتاب صداي آشنا و دلگيرانه ساز و دهل كه نواي چمريونه مينوازد، همه را سراسيمه بسوي ميدان شهر و خره (گل)xara عاشورا ميخواند.
دسته دسته افراد سينه زني كه از سر تا بپا در گل غلط خورده اند در ميدان مي چرخند و يا در اطراف آتشهاي جاي جاي ميدان محله بر سر ميزنند و هي رووHero هي رووHero ميكنند.
در ميانه ميدان دسته اي بدنبال ذوالجناح هستند و فرياد ميزنند:
اي ذوالجناح با وفا پس كو حسين من (دسته اول)
اي مركب شير خدا پس كو حسين من (دسته دوم)
و يا:
اين بدن از كيست كه سر ندارد عزيز زهراست كفن ندارد
زاده زهراست عزيز زينب بي كس و ياور صحت ندارد
پس از چند ساعت عزاداري بي ريا و بدون تكبر و صادقانه و جانسوز گلي ها و كليه سينه زنان و عزاداران بسوي مركز شهر حركت مي كنند و اين مراسم تا ظهر عاشورا ادامه دارد. پايان عزاداري و مراسم روز عاشورا با ضرب المثل طوق اشگس Tog esges اعلام ميشود.
طوق بر وزن سوق علامت ويژه و عمودي عزاداران ماه محرم در خرم آباد است، محور اصلي چوب نسبتا بلندي است بطول هشت تا ده متر كه از يك متر به بالا از چندين حلقه كه مركز آنها چوب اصلي است تشكيل ميشود.
يك پارچه از جنس مخمل دور حلقه ها مي بندند و در بالا و انتهاي آن يك قنديل نقره قرار ميدهند و اطراف آنرا با نوارهاي رنگي ريشه دار و آينه هاي كوچك زينت مي دهند.
قديمي ترين اين علم مخصوص روستاي ماسور بوده است كه بوسيله يكي از محترمين و معتمدين محل ساخته و حمل ميشده است. اين علم را از چترهاي متعدد و وسيع مي ساختند كه باكت kat و گلوني Golvanye و پارچه هاي رنگارنگ ديگر تزئين ميدادند و روي شالي كه به كمر مي بستند حمل ميشده است، دو نفر نيز از دو طرف با رسن آنرا مهار ميكردند.
عزاداران روستاي ماسور پس از وارد شدن بشهر و انجام مراسم و گرداندن طوق در شهر و سينه زني ظهر عاشورا طوق را مي شكستند (قسمتهاي مختلف آنرا از هم جدا ميكردند) و در واقع عزاداري پايان مي پذيرفت.
اصطلاح (طوق اشگس)Tog esges از آن زمان باقي مانده است كه به صورت يك ضرب المثل در بين مردم جا افتاده است و هر وقت جرياني پيچيده و يا جلسه و مجلسي پايان مي پذيرد ميگويند: "طوق اشگس" به اين معني كه موضوع خاتمه يافت.
بويژه در ظهر عاشورا كه مراسم سوگواري پايان مي پذيرد و عزاداران متفرق مي شوند اين مثل كاربرد بيشتري دارد.
دختران چهل منبري
از اول صبح عاشورا، دختراني سياه پوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف بويژه بخت گشائي در هر جلسه و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند.
مراسم شام غريبان حسين
از عصر عاشورا به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كت Kat را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند.
پيمايش دسته گهواره اي سياه پوش را بر دوش ميكشند نفر بعدي يك تك روي سر دارد كه مقداري نان و حلوا و شمع روشن را درون آن حمل ميكند، كسي ديگر نيز گاهگاهي مشتي كاه روي سر عزاداران ميپاشد و با ورود آنان به مجالس عزا چراغها را خاموش ميكنند.
در طول راه و در مساجد و عزاخانه با كمك نوحه خوان خود اين اشعار را همراه با نواي غم انگيز فلوت ميخوانند:
حسين گمشدم اي رودم اي رود نهال خم شدم اي رودم اي رود
روم گويم به زينب كنج زندان كه اي زندانيان منزل مبارك
شام غريبان حسين امشب است امشب است
غلغله در ارض و سماء امشب است امشب است
يتيمي درد بي درمان يتيمي يتيمي خواري دوران يتيمي
اگردست حسين مي بود به دستم چرا كنج خرابه مي نشستم
بدين ترتيب مراسم و آداب عزاداري ماه محرم بپايان ميرسد.
حاج جواد منصوري يكي از مرثيه سرايان نامي و نوحه سراي مشهور خرم آباد است كه با قريحه اي خداداد قريب نيم قرن است همچون شمع مجالس عزا مي گريد و ميسوزد و شعله هاي زباندارش رونق بخش مجامع و عزاي حسيني در ايام عاشورا است.
شب یلدا آخر پاییز و آغاز زمستان است، كه درازترین شب سال است. از اینرو در این شب در تمام منازل لرستان جشنی خانوادگی برقرار می گردد.
در بعضی از منازل، كلیه اقوام نزدیك و صمیمی به دور هم جمع می شوند و تا آخر شب به گفتگو می پردازند و با گرفتن فال "چل سرو" cel seru (فال چهل سرود _ یكنفر تسبیح می اندازد و هر كدام از حاضرین یك شعر به زبان لكی می گویند و چهلمین شعر نیت اصلی گیرنده فال است) و با گفتن افسانه های كهن وقت را می گذرانند.
جهت شب یلدا آجیلی از گندم برشته یا "گنم شیر" ganem sir (گندم شیر) و كشمش، كنجد، شاهدانه، گردو و فندق درست می كنند.
طرز تهیه گندم شیر یا گندم برشته به این صورت است كه: گندم را در مقداری شیر می اندازند سپس كمی نمك و زردچوبه روی آن می ریزند و آنرا بمدت یكروز در كناری می گذارند تا خوب شیر را به خود جذب كند بعد از خشك شدن گندم، آنرا بر روی ساج یا سینی می ریزند و روی شعله آتش قرار میدهند تا پخته شود بعد از بو دادن آن، گندم برشته ای بسیار مطبوع و خوشمزه بدست می آید.
در این شب میزبان با آوردن آجیل گندم برشته و میوه های فصلی و پسته و انواع تخمه و بادام زمینی و شیرینی از مهمانان پذیرایی میكند.
اگر دختری تازه عروس باشد خانواده او هدیه ای با مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی جهت شب یلدا به منزل داماد می آورند.
همچنین اگر پسر و دختری با هم نامزد باشند، خانواده پسر در شب یلدا هدیه ای برای این دختر به منزل پدرش می برند.
اوایل شب یلدا بعضی از پسر بچه ها به بالای پشت بام منازل می روند و ریسمانی را به یك شال بزرگ بسته به پایین و بطرف درب خانه ها می فرستند و می گویند:
"امشو اول قاره _ خیر د هونت بواره"
Emshow aval gahara xer de honat bavara
(امشب اول یلدا یا اول زمستان است خیر از خانه ات ببارد)
"نون و پنیر و شیره _ كیخا هونت نمیره"
Non _ o _ panir _o _ sira kixa honat namira
(نان و پنیر و شیره كدخدا (صاحب خانه) خانه ات نمیرد)
"چی به علی كوشكه بیاره"Ci be ali koska beyara
(چیزی بده علی كوچك یا بچه ات بیاورد)
سپس صاحب خانه مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی در شال آنها می گذارد و بچه ها ضمن بالا كشیدن شال و محتویاتش به عنوان تشكر از صاحب خانه میگویند:
"امشو اول قاهاره نون و پنیر و شیره كیخا هونت نمیره"
Emsow aval gahara non _o _ panir _o_sira kixa honat namira .
(امشب اول یلدا یا اول زمستان است نان و پنیر و شیره كدخدا خانه ات نمیرد).
بعد از برداشتن محتویات شال به روی پشت بامهای دیگر میروند و گفته های مذكور را تكرار می كنند. بعضی مواقع عده ای از صاحب خانه ها برای اینكه با پسر بچه های روی پشت بام شوخی كرده باشند، وقتی بچه ها شال را به پایین می فرستند، صاحب خانه بجای آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی مقداری سنگ در شال می گذارند و وقتی بچه ها متوجه این موضوع می شوند همصدا می گویند:
"نون و پنیر و حلوا كیخا هونت لنگ والا"
Non _o_ panir _o_ halva kixa honat leng vala
(نان و پنیر و حلوا كدخدا خانه ات پا در هوا یا بزمین بخورد).
"نون و پنیر و شیره كیخا هونت بمیره"Non _o_ panir _o_ sira kixa honat bamira
(نان و پنیر و شیره كدخدا خانه ات بمیرد).
در این هنگام كسانی كه در خانه هستند با شنیدن گفته های بچه ها با صدای بلند می خندند و ضمن دلجویی دادن بچه ها مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی به آنها می دهند. باید متذكر شد در آذربایجان رسم كجاوه اندازی و در روستاهای نزدیك به تهران رسم شال اندازی در شب چهار شنبه سوری یك سمبول بوده و این رسم در دوران ابوریحان بیرونی نیز مرسوم بوده. يكي ديگر از رسوم ديرينه مردم اين ديار در شب اول قاره سنت قاشق زني است. دراين آيين نيز افراد با پوشاندن سر و صورت خود به درب منازل رفته و با به صدا در آوردن قاشق صاحب خانه را از حضور خود آگاه ميكنند. در اين هنگام صاحب خانه نيز به ميمنت اين شب مقداري از تنقلات و شيريني خانگي را در ظرف آنان ميريزد.
از ديگر رسوم قوم لر در اين شب به جاي آوردن رسم قرباني است و هر خانواده اي با توجه به وضعيت اقتصادي اش سعي مي كند حيواني راسرببرد و گوشتش را كباب كند. اين حيوان اغلب گوسفندي است كه از ۶ ـ ۵ ماه پيش نشان شده و نزد عشاير به امانت گذارده اندتا پروار شود. گاهي هم اگر خانوده اي از نظر اقتصادي و معيشت تنگ دست باشد، بوقلمون يامرغ و خروس سر مي برد. دراين شب ، بزرگ خانواده از همه دعوت مي كند تا شام را در كنار هم صرف كنند.
در این شب برای بچه هایی كه نزد خانواده های خود نشسته اند پرسشهایی در مورد فصلها پیش می آید كه بزرگتران با خوشرویی در مورد فصلها توضیحاتی می دهند، بخصوص فصلی كه آغاز شده و ارمغانی از برف و باران و سرما به همراه دارد و معمولا افسانه "امیل" ami و "ممیل"mamil را برای بچه ها می گویند.
كه این دو نامهای دو برادر زمستانی "چله گپه" cella gapa (چله بزرگ _ چهل روز اول زمستان) و "چله كوشكه" cella koska (چله كوچك _ چهل روز بعد از زمستان) می باشند كه اولی یعنی "چله بزرگ" از اول دیماه الی یازدهم بهمن ماه و دومی یعنی "چله كوچك" از یازدهم بهمن ماه الی اول اسفند ماه ادامه دارد و افسانه این دو برادر از این قرار است كه:
"امیل" "amil و "ممیل" mamil دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دارند. "امیل" كه برادر بزرگتر است دارای نفس "دزد" می باشد كه آن در روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد مشخص می گردد و "ممیل" برادر كوچكتر دارای نفس "آشكار" می باشد و آن در روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمی بهتر می شود مشخص میگردد.
چهل روز كه از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به كوه می رود و زیر سنگ سیاه و بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند كردن سنگ و بیرون كشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.
پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله كوچك) بفكر برادرش می افتد و پیش خود می گوید نكند در كوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا كردن برادر خود به كوه می رود.
در این زمان است كه مردم می گویند: هوا خیلی سرد شده و اكنون درست در وسط "ششله ششله" sasela_ sasela هستیم. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش كه این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود و آن از روز چهارم تا شانزدهم بهمن ماه می باشد.
خلاصه "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالیكه تخته سنگی بر رویش افتاده پیدا می كند. خود را به كنار او می رساند و هر كاری می كند نمی تواند تخته سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد.
از آنجا كه "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می كند. از این رو به برادرش "امیل" میگوید: اگر من جای تو بودم كاری می كردم
"دایا د ور تاوه هشكش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه"
Daya de var tawva hoskes bazena reys esbi de lo tzga رسم زيباي شاهنامه خواني هم كه از ديرباز رواج داشته و خانواده ها حتي الامكان تا پاسي از شب بيدار مي مانند و شاهنامه مي خوانند. نوع خاصي از تفأل هم در اين منطقه به صورت رسم شب يلدا اجرا مي شود كه نام «چل سرو» (چهل سرود) بر آن نهاده اند. اجراي اين مراسم به اين شكل است كه همه دور هم مي نشينند و يك تسبيح، نقش ابزار اين فال زدن را بازي مي كند. هر كدام از افرادي كه گرد اتاق نشسته اند، بيتي را في البداهه مي خوانند و يك دانه از تسبيح جدا مي شود. وقتي چهلمين بيت خوانده شد، براساس مفهوم بيت، تفسير مي كنند كه آيا بيت خوب بوده يا بد و آيا بايد به آن عمل كرد؟
در لرستان قديم همچنين خوردن هندوانه رسم شب يلدا نبوده و به تازگي و در طول سالهاي اخير مرسوم شده است
پوشاک سنتی بانوان عشایر لرستان
جومه: نوعی پیراهن زنان لرستان که بصورت آزاد، بلند و بدون یقه میباشد.
کلنجه: بالاپوش یراقدوزی شدهای است که در بسیاری موارد رویه جلوی آن را سکهدوزی و تزیین میکنند.
تره و گل ونی: تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر میبندند و به لری آن را «ساوه» میگویند. تره را در حالت عادی میبندند و برای شرکت در مراسم وجشن و سرور، نوعی از آن را به نام «گل ونی» که رنگین است روی تره میبندند.
پوشاک سنتی مردان عشایر لرستان
شال: پارچه بلند وسفیدی است به عرض ۹۰-۶۰ سانتیمتر و به طول ۹-۶ متراز جنس چلوار، که آن را چند دور به کمر میپیچانند و علاوه بر آن در مواقع ضروری ازآن به عنوان کفن، پیچاندن جای زخم و یا طناب از آن استفاده میشود.
ستره: قبای مخصوصی است که اندازه آن تا زیر زانو بوده، بیشتر در مواقع رسمی از آن استفاده میشود و از قدیمیترین نوع پوشاک ایران است.
کلاه نمدی: کلاه مدور بدون لبهای است که از نمد ساخته شده است.
کپنک یا فرجی: یک نوع قبای نمدی پشمی محکم است که معمولاً مورد استفاده چوپانان میباشد. در مواقع جنگ از آن به عنوان لباس رزم استفاده میشود، زیرا ترکیب بسیار فشردهای درساخت آن به کار رفته است.
گیوه: نوعی کفش دست ساز محلی که کف آن چرم و یا پلاستیک ضخیم و محکمی است که رویه آن به وسیله نخ تابیده بافته میشود .
چوغا: نوعی بالا پوش مردانه، که بیشتر در منطقه بختیاری لرستان و چهار محال بختیاری مورد استفاده قرار میگیرد. جنس چوغا از پشم گوسفند است و معمولاً توسط زنان بختیاری بافته میشود.
بر گرفته از سایت ویکی پدیا
راه های باستانی لرستان
الف)
راه های جنوب به شمال(هگمتانه به شوش)
این
راه در زمان عیلامی ها هم وجود داشته است.شهر کاسیان در مرز با عیلام ((لور))نام
داشته است که اینک از آن دشت و صحرایی خشک در شمال اندیمشک به جای مانده است.ادامه
این راه به هگمتانه منتهی می شده است.دیودر در توصیف این راه پس از روی کار آمدن
هخامنشیان و تصرف هگمتانه آورده است که:از شوش و کرخه دو راه به همدان ،پایتخت
تابستانی هخامنشیان می رفته است.یکی راه شاهی که از کوه های زیبایی می گذشت ولی
گرم و طولانی بود.چنانچه سفر چهل روز طول می کشید.دیگری راهی بود که از ولایت
کوسیان یا کاسیت ها و از گردنه های تنگ و سخت می گذشت ولی آذوقه هم کم داشت ولی
کوتاه ترین راه به شمار می رفت.اما گذشتن
از این راه بدون اجازه ازساکنان آن یعنی
کاسیان کاری دشوار بود.چنان که آنتیگون در
دت 9روز جنگ و با تبفات زیاد توانست خودرا به ماد برساند.
در
مسیر این راه و در دامنه ی کوه کور بر تنگ ترین بستر رود صیمره پلی زده اند به
همین سبب امروز هم آن را پل تنگ گویند.
سپس
راه کوهستانی ((کیالو))و(( دهلیچ)) و میانکو
ه است.
راولینسون
که خود ازاین راه گذشته است در سفر ناممه
اش آورده است که :...آنتیگون به هنگام عقب نشینی از بدک(badak) به جانب ماد از روی این پل یعنی پل تنگ که اینک ایل های لر به
هنگام کوچ یان ناطق سردسیر و گرممسیر از آن عبور می کنند گذر کرده است.دیودئر از
راهی کوتاه و مشقت بار که ممیان شوش و اد وجود دارد و از سرزمین های کوهستانی کاسی
ها می گذرد نام برده است.این همان راهی
است که از کرخه به خرم آباد و از آنجا به همدان منتهی می شود.جغرافی نویسان اسلامی
نیز درباره این راه با توضیح مسافت و نام شهرهای مسیر آن مطالبی دارند ولی باز هم
مبدا آن ها همدان بوده است. با توجه به اهمیت این راه به دستور شاه عباس اول صفوی
دراین مسیر دشوار میان خرم آباد به دز فول
و در فاصله میان کوه ،8 قلعه کاروانسرا ی دژی به فاصله هریک یک منزل راه یا پنج
فرسنگ برای بار انداز کاروان ها و استراحت ایجاد کرد.اغلب آن کاروانسراها دژمانندی بودند با معماری ویژه بعضی از آن ها نسبت به موقعیت مکانی دو بارو دارند برای در امان ماندن از دستبرد راهزنان.این
راه و این مسیر و کاروانسرا های ان تا اوایل زمان رضاشاه و مدتی پس از امدن نیرو های نظامی دولتی هنوز مورد بهره برداری
قرار می گرفت و در این دژها نیرو های ارتش برای ایجاد امنیت مستقر شده بودند.با
گسترش راه سراسری به وسیله ی رضاشاه این راه اهمیت خود را از دست داد اما از سال
های 1351و 52 خورشیدی به بعدمسیر خط لوله ی انتقال نفت از کنار این راه می گذشت.در
نتیجه آن راه کاروانی به صورت فنی و
اتومبیل رو از خرم آباد تا شهرپلدختر بازسازی شد.
ب)راه
باختر به خاور:
شاید
در آغاز مسیر کوچ کاسیان بوده و سپس در زمان عیلامی ها و زمانی که ((کدور نانخونتا))شاه عیلام پس از شکست از
آشوری ها و آگاهی از اینکه ((ماداکتو))امنیت قابل اعتمادی نداشت از این راه به
جانب((خای دالو))در دشت خرم آباد رفت.این راه در زمان ساسانیان اهمیت زیادی داشته
است زیرا در مسیر آن و راه هایی که از آن جدا می شد،بر روی رود هایی از جمله صیمره
و کشکان پل های مهمی زده اند که آثارشان هنوز باقی است و در سده های نخست اسلامی
بازسازی یا تجدید بنا شده اند.همچنین گذر گاه های کوهستانی و سخت و خطرناک را مرمت
و یا گشاد کرده اند که ارابه رو باشند.راه
باختر به خاور در ایلت ماسبذان دو شعبه می شد ه است .راهی به حلوان و راه دیگر به
شیروان می رفته است.اینراه در شیروان باز چند شعبه می شد.مسیر شرقی در محلی که
اینک پل دختر نا م دارد به راه شمال به جنوب می رسید.شعبه جنوبی پس از گذشتن از
دره و راه کوهستانی کوه کور به خوزستان و
جندی شاپور منتهی می شد.شعبه شمالی هم پس
از عبور از پل صیمره در چم نمشت و راه سخت مله داربه طرهان و از آنجا به شهر و تخت
گاه مشهور شاپور خاست و نیز راه شال جنوب می رسیده است.در این گذر راه آثار دو پل
بزرگ هنوز باقی است. یکی پل کشکان در بخش چگنی و دیگری پل شاپوری در کنار پل شاپور
خاست و یا خرم آباد کنونی است
قوم لر هنگام جشن و مراسم شادی خود رقص وپایکوبی مخصوص خود را دارد.این گونه از رقص معمولا همراه با آوای دلنشین سرنا و دهل یا کمانچه و ضرب می باشد.در این نوع از رقص مردان در حالی که دست در دست یکدیگر دارند و یک حلقه را تشکیل داده اند حول یک محور دائره ای فرضی به رقص و پایکوبی می پردازند.به کسانی که در رقص شرکت می کنند ((بازیگر))یا ((بازنه))گفته می شود.به کسی که جلوتر از بقیه می ماند و دستمالی در دست دارد که آن را در هوا میچرخاند به اصطلاح محلی ((سر چوپی))گفته می شودرقص محلی مخصوص مراسم شادی لرستان به سه نوع تقسیم می شود:
1.رقص دوپا: این نوع رقص با همراهی نوای سرنا و دهل یا کمانچه وضرب صورت می گیرد.اجرای این نوع رقص به این صورت است که ایتدا همه ی افراد به صورت هماهنگ با یکدیگر و نوای ساز ابتدا پای چپ خود را به جلو گذاشته وبرمی دارند و به جای اول خود بر می گردانند .سپس پای راست خود را با یک حرکت مماس پای چپ می کنند و بعد سه قدم به جلو بر می دارند که اولین قدم با پای راست برداشته می شود و سومین قدم نیز با پای راست گذاشته می شودو دوباره مراحل از اول تکرار می شود.در این رقص سرنا و دهل به صورتی تند نواخته می شود
2. رقص سه پا :طریقه اجرای این رقص به این شکل است که ابتدا افراد به صورت هماهنگ سه گام به جلو بر می دارند که پس از گام سو م یک گام به عقب بر می دارند و دوباره این کار ادامه پیدا می کند.نوای سرنا در این نوع رقص آرام تر می شود
3.رقص سنگین:اجرای این رقص نیز همانند رقص دوپا می با شد که تنها تفاوت آن با رقص دوپا ریتم آهنگ آن می باشد که ریتمی کند و آرام دارد که بازیگران حرکات خود را با آن هماهنگ می کنند
با عرض معذرت چند روزي مشكل براي وبلاگ و فايل هايي كه براي دانلود گذاشته بودم پيش اومد كه حالا برطرفشون كردم.
با تشکر مدیر وبلاگ
ضرب المثل های لری
با سلام خدمت تمام لر های دوست داشتنی .واسه امروز یه مجموعه ضرب المثل آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد.
برگرفته از کتاب داستان ها و زبانزدها لری تالیف حمید ایزد پناه
برای دیدن ضرب المثل ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
تاریخ گزیده
بخشی از کتاب تارخ گزیده حمد الله مستوفی در مورد واژه لر و حکمرانان لرستان که به صورت pdf می باشد. که این بخش کتاب توضیحی درمورد کلمه ی لر و حکمرانان لرستان در روزگار گذشته می باشد
حجم فایل:۱۲مگابایت
نوع فایل:pdf
ظفر نامه
بخشی از کتاب ظفر نامه ی نظام الدین شامی در مورد چگونگی سرکوب مفسدان لر کوچک
حجم فایل : 4.8 مگابایت
نوع فایل:pdf
دانلود ظفر نامه
ایل پاپی
ایل پاپی در بخش پاپی که مرکز آن سپیددشت که حدود 1306 کیلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب شرق لرستان واقع شده است زندگی می کنند.سرزمین پاپی از برکت کوه های پربرف و نیز ارتفاع زیاد و جنگل های انبوه آب و هوای ییلاقی دارد و قسمت بسیاری از راه های آن در زمستان به علت برف زیاد قابل عبور نیست و جون هوای سردسیر دارد پایگاه خوبی برای سکونت ساکنان کوچ نشین آن که زمستان ها را رد پیرامون شهرستان های اندیمشک و بخش الوار گرمسیری می گذرانند.جمعیت این بخش در سال 1335 ،3831 خانوار شامل 21396نفر بوده است
وجه تسمیه :با توجه به اینکه بقعه ی شاهزاده احد(ع) در محدوده بخش پاپی قرار دارد و کلیه خدام امام زاده عمامه ی قرمز بر سر دارند لذا ملقب به پاپی هستند.از طرفی چون مردم این ایل از نظر احترام خودشان را خادم شاهزاده احمد می دانند ازاین جهت نام پاپی به این ایل و سرزمین آن اطلاق شده است.
در حدود پنج قرن پیش ریاست ایل پاپی بر عهده ی شخصی به نام پاپی مراد بوده است وایل پاپی به نام وی نام گذاری شده است.پس از وی دو عموزاده به نام های مناصر و هادی ریاست ایل را بر عهده گرفتند و از نسل آنان دو تیره بوجود آمد ریاست ایل را به صورت موروثی به دست گرفتند .ازاین جهت است که که دو شعبه ی ایل ،خوانین مناصر و خوانین هادی به نام این دو تیره نام گذاری شده اند.در زر به شعب طوایف و تیره های ایل پاپی اشاره می شود:
1)شعبه ی هادی : شامل طوایف یاقون و خدمه می باشد که وابسته به خوانین هادی و زیر آنان اداره می شدند.
الف)طایفه یاقوند:شامل تیره های:ملکعلی وند،سوز علی وند،چپ،قاسم علی ،سراوی
ب)طایفه خدمه: شامل تیره های:تاجدی وند، سیدوند،بلبون،خیزوند
2)شعبه ی مناصر:بزرگتر از شعبه ی هادی بوده است و شامل طوایف :مدهنی ،لیریایی،گراوند،کشوری و مال زری می باشد
الف)طایفه مدهنی : شامل تیره های:جمال ،ملا ،داراوند
ب)طایفه ی لیریایی: شامل تیره های:خورشیدوند،منجری ،رگی
ج) طایفه ی گراوند: شامل تیره های:پسیر و شوادر میباشد
د) طایفه ی کشوری شامل تیره های:رئیسوو شهر میر میباشد
ه) طایفه ی مال زری : شامل تیره های:درشوند وتاوه ای
واحد اجتماعی ایل به این صورت میباشد
دودمان یا اولاد ←تیره←طایفه
نظام سیاسی ایل پاپی امزوره دگرگون شده است و ایل به عنوان یک واحد سیاسی دارای کاربرد نمی باشد .در حال حاضر هر تیره به صورت مستقل وبدون دخالت خان امور خود را اداره می کنند .
ایل سگوند
مردم ایل سگوند ابتدا در قسمت جنوبی لرستان و نزدیک خوزستان در دامنه های شمالی ارتفاعات کیرف و کلا از رشته کوه های هشتاد پهلو زندگی می کردند وبه هین دلیل قشلاق خود را در خوزستان و ییلاق خود را در لرستانمی گذراندند.در وجه تسمیه ایل سگوند نظرات مختلفی به شرح زیر بیان شده است:
((مرحوم رزم آرا مولف کتا ب جغرافیای نظامی ایران،لرستان می نویسد:مطابق اظهارات اهالی و اشخاص مطلع محل،چون آقا میر جد بزرگ علی خان ورحیم خانبرای امرا ر معاش و زندگانی خودپاسبان و مستحفظ یک گله سگ و تازی بوده است.این است که از آن دوره تاکنون به نام سگوند(سگ بند)معروف شده اند....
عده ای از مطلعین نیز اظهار می دارندچون اصالتا طایفه سگوند از طایفه بنی کلاب عرب بوده وبه فارسی آنها را سگوند نامیده اند بدین خاطر این اسم بر روی این طایفه ماندگار شده ست.
حمید ایزد پناه محقق ونویسنده کتاب آثار باستانی و تاریخی لرستان میگوید((که شاید اجدادد انها سکاها بوده اند و سپس اعقاب این قومم با تحریف این کلمه وبا پسونداضافه به به این نام مشهور شده اند والا بعید بلکه ناروا است که اطلاق این نام را به این ایل از آن جهت بدانیم که جد آن ها سگ پرورش میداده اند ویا نام سگ در مفهوم(پاک و ارجمند)امده باشد و لقبی برا ی سکاهاست وترکیبی آن سکستان و سگزی هست که نمی تواند به معنی محل سگ و حالت نسبی و نوع آن باشد.اما در مورد اینکه اینان باقیمانده ای از قوم سکاها باشند مطلبی قابل بحث است که یتوان با توجه به نفوذی که این قوم داشت و برخوردها و جنگ هایی که با مادها داشته اند وهمچنین مسیر نفوذ آنان این ادعا را می توان عنوان کرد)) .
ریاست ایل سگوند با خانواده ی علی دوست نامی بوده است و پس از او خانجان و صفر خان و محمد حسن خان ریاست این ایل را بر عهده داشته اند. امروزه ه تیره ای از ایل سگوند به نامم علی دوست وجود دارد.
تا اوایل سلطنت محمد شاه قاجار (1250-1264ق)ریاست ایل سگوند با خوانداده ی علی دوست خان بوده است که آخرین آنان محمد حسن خان بوده است.در این هنگام تیره ی دیگری از این ایل به نام ((ختوا))با درگذشتن حاجی علی خداداد رئیس آن و روی کار آمدن چهار پسرش که با یکدیگر متحد شده بودند قوتی گرفتند.پسران حاجی خدادا به علت دشمنی که از قبل با طایفه ساکی داشتند بر علیه طایفه مزبور با طایفه بهاروند،غلاوند،میر ،جودکی وپپاپی که تحت شعاع طایفه ساکی بودندو از ظلم و ستم روسای این طایفه به تنگ آمده بودند متحد شده و حسین خان رئیس طایفه ساکی را به قتل رساندند.پس از یان ماجرا تیره مختوا وسران آن بر تیره علی دوست نیز تسلط یافته و از این زمان رئیس طایفه ی مختوا ریاست سگوند سگوند را بر عهده گرفت
پس از چندیبر سر ریاست ایل سگوند بین پسران حاجی خدادا اختلاف افتادوچون چهار برادر از دو مادر بودند از این رو برادران بطنی به هم پیوستند و در نتیجه ایل سگوند هم به دو شعبعه به نام سگوند حاجی علی خانی و سگوند رحیم خانی تقسیم شد
تا سال 1308 شممسی هر دو طایفه در کنار هم زندگی می کردند ولی در این سال صادق خان رئیس سگوند رحیم خانی یاغی شده و پس از نیرد مختصری که با نیروهای دولتی می کندمغلوب وفراری شده وی چند ماه متواری بود تا اینکه به دست یک نفر از اهالی سرخه که از طوایف شمالی خوزستان بود به قتل رید.طایفه او را دولت وقت به ناحیه شوش کوچانید و امروز نیز در هین ناحیه به سر می برد.پس از کشته شدن صادق خان دو پسر عمویش غلام خان پسر خان جان و محمد حسن خان پسر حسین خان سرپرستی طایفه طایفه سگوند رحیم خانی را به عهده گرفت و با دولت در سرکوبی اعراب همکاری نموده است.
تشکیلات اجتماعی و سیاسی طایفه سگوند
1)سگوند رحیم خانی:این طایفه از سال 1308 شمسی در کرانه نهر خرموشی که از رودخانه کرخه منشعب می شود و قسمتی از نطقه شوش را مشروب می سازد سکونت دارد.
2)طایفه سگوند حاجی علی خانی : این طایفه در نواحی ۀبستان ،زاغه ماهی ازنا و روستای زاهد سکونت داردو نطقه مسکونی آن در قسمت شرقی شهر خرم آباد بین رودخانه های آبدز و ارتفاعات کیرف کلا نامک و مادبا واقع شداه است.
روسای ایت قبیاه فتح الله خان و اگور خان بوده است .سگوند حاجی علی خانی ازدو قسمت اصلی و فرعی تشکیل شده است و در سال 1323 بالغ بر 500 خانوار بوده اند.
تیره های اصلیعبارتنداز :
مختوا، قلی، علی دوست، خداوردی، زینل، عالیخانی
تیره های فرعی عبارتنر از پیامنی، فقیر، چکمه سی ،ساکی، طایفه باجلوند، طایفه دالوند کایدرحمت
گویش آنان غیر از چند تیره لک مهاجر از هرو ،لری می باشد
ایل بیرانوند
در بخش چغلوندی که حدود 1080 کیلوتر مربه مساحت دارد زندگی می کنند.نام اصلی این بخش ((هروhorrh)است اما وجه تسمیه کنونی آن چغلوندی است .مردم این بخش همه از ایل بیرانوند هستند که بزرگترین و قدیمی ترین ایل لرستان میباشد.تیره هایی از بیرانوند در بخش های زاغه ،کوهدشت،و حسینیه سکونت دارد.مردم این ایل به لکی صحبت می کنند گرچه تیره ای از آنان که در حسینیه زندگی می کنند.
ایل بیرانوند از دو طایفه ی((دشی نوdashy no)وآلای نوalayno)تشکیل گردیده است.
1)طایفه ی دشی نو:این طایفه شامل 8تیره و 7 زر تیره می باشد
تیره ها:پیروایه ،چقلوندی، رش، شلکه، شوردی، دلیرو، دیوه، کوه لری
زیر تیره ها:قمر بک ،الماس، طهماسب(تهماسب)،مرید، قاسم علی، حیسن علی، چقل
2)طایفه ی آلای نو:این طایفه شال 6 تیره و 31 زیر تیره میباشد که عبارتند از:
تیره ها:مال اسد، یار احمد ،کر ،زید علی ،بارانی ،هنی honi
زیر تیره ها: کر، مهراب ،دارچین، زنجفیل ،چرم آرن، صفر، میخک، زید علی، بارانی،نقی، حسین بک، اصله مرز ،بزن، تاری، لور، متش، مصطفی وند، شمسی، جیجه وند، چلوی ،سبز علی، ایمان قلی، گلاب، سی ،علی صالح،صفر علی، گنجعلی، محمد، خلیل بک، شره بک
ایل بهاروند
ایل بهاروند در سرزمین بالا گریوه که شامل بخش ملاوی و قسمت اعظم بخش ویسیان می باشد سکونت دارد. ایل بهاروند خود را از نسل شخصی به نام بهار میدانند که بین 2 تا 4 پشت یعنی دوران صفویه و مقارن حکمرانی آخرین اتابک لر یا شاهوردی خان(1600میلادی.979شمسی -1006 قمری)میزسته است از این رو نام ایل ماخوذ از اسم وی می باشد که به ایل بهاروند ممشهور شده است.مردم ایل بهاروند از اوایل مهرماه از ییلاق به گرمسیر کوچ میکنند وچون این حرکت از کوهستان به سمت سرزمین های پست صورت میگیرد به مال زر معروف است (این کلمه از دو قسمت مال یعنی خانوار و زر یعنی پایین تشکیل شده است)این ایل از اواسط مهرماه تا اواسط فروردین در مناطق گرمسیری می مانند وپس از ذوب برفها یه مناطق ییلاق خود باز میگردند. نطقه تابستانی (ییلاق)بهارونددر جنوب خرم آباد به فاصله ی 120 کیلومتری از نطقه ی زمستانی قرار دارد.این منطقه شامل قسمتی از دشت کرگاه ومناطق کوهستانی دره نسو(دره نصب)،خار زار ،بووه،چنار بگالی ،تخت ریفه و دامنه های جنوبی کوه هشتاد پهلو یعنی سیب تلخ(سیو تل)و هودکل می باشد. منطقه ی زمستانی (قشلاق)شامل اراضی بین دو رود خانه ی بالا رود ،کرخه و جاده دهلران و از طرف شمال شرقی و غربی به ترتیب به کوه های کیالان ،هرندی و چنارهنتهی می شود. ایل بهاروند از دو طایفه ی مرالی ون و کردالی وند (کرد علی وند)تشکیل گردیده است. 1) طایفه ی مرالی ون:تیره های این طایفه عبارتند از:آم الله ،بووک یا بابکbo”ak))،جافر،ولی،محمد حسن یامسی masy ،شیر ولی ون،گنجعلی ون،حیدر ون،کزاد ون(کهزادوند)،کوگانی (کبکانی)، داویدون(داوود وند) 2) طایفه کردالی وند: تیره های این طایفه عبارتند از:بهرام ،محد ممیرزا،شیری، شاهپور نظر علی وند،رشنو مردم ایل بهاروند به سه قشر زیر تقسیم ی شوند: 1)بهاروند های اصل: این طبقه شامل پنج تیره :ام الله، بابک ،جافر، ولی و محمد حسن می شد .چون اعضای این تیره از نسل شخصی به نام (کیو )بودند به پنج بووه کیو(boye kio )مشهورند 2)تیره های کوچک یا بووه هیرده تیره های این طایفه عبارتند : ازکرادون ،حیدرون، داویدون، شیر ولی ون، گنجعلی ون و کوگانی می باشد 3)تیره های غیر بهاروند:شامل تیره ها و خانواده هایی می باشد که از سایر ایل ها به بهاروند پیوسته اند مردم ایل بهاروند همانند دیگر ایل ها از راه پرورش دام و کشاوری امرار معاش می کنند گویش ایل بهاروند لری می باشد
بازگير هاایلات لرستان
اصل و منشاء : بر اساس روايات محلي سالمندان و ريش سفيدان اين طايفه،آنان از نسل دو برادر به نام هاي داراب و دوشم بوده اند كه نياكانشان در زماني بسيار دور _كه دقيقا مشخص نيست_ از ديار باختران و غرب ايران به دلايلي نامعلوم به سرزمين لرستان مهاجرت و در محدوده زيستي و جغرافيايي ايل ((جودكي))وارد شده اند. به علت ازدياد جمعيت ،اختلاف محلي نداشتن حق مالكيت و عدم پذيرش شرايط سياسي و اجتماعي مبتني بر نظام اجتماعي ايل موجود به منطقه زيستي و نفوذي ايل دريكوند كوچ نموده اند و چون سرزمين معيني نداشته اند و فاقد حق آب و خاك بوده اند بناچار به صورت گروه هاي خانوادگي به حسب نوع استقبال ،رفتار و نحوه ي پذيرش و برخورد سران طوايف دريكوند به همسايگي آنان در امدند و با حفظ هويت خود و ادامه ي زندگي كوچ نشيني با آنان به زندگي پرداختند .
در ميان عشاير به پيروي از يك سنت پسنديده ، معمولا پذيرش گروه هاي تازه وارد در محدوده ي ايل يا طايفه برحسب اهميت اقتصادي و اجتماعي تازه تازه واردان با نوعي احترام به آزادي و استقلال گروهي آنان انجام مي گرفته است و اين سنت هنوز در ميان آنان در پناه دادن به گروه هاي غير ايلي و و طايفه اي در بعضي موارد چون نزاع هاي طايفه اي و قومي وجود دارد .
بازگيرها مدت ها زندگي كوچروي با طوايف دريكنود داشتند تا سرنجام گروه هايي از آنان اقدام بهخريد محل هايي در منطقه بالا گريوه لرستان چون مقداري از ميشون و طاف نموده به هنگام قشلاق و ييلاق در اين مكان ها استقرار يافته و به سر برده اندبازگير هاي مقيم استان ايلام ادعا مي كنند كه از چندين نسل پيش به علت اختلافات ملكي و دشواري معشيت از منطقه طاف بالا گريروي لرستان از هم نژادان خود جدا شده به آبدانان ايلام كوچ كرده اند. آنان مي گويند كه بر نقطقه ي طاف حق مالكيت داشته اند . سرنجام در ان زمان كه ايل دريكوندميان ميره هاي ميركريم ،ميرعاليخاني و ميرعباس تقسيم شده بوده و سران طايفه ي مير برمنطقه نفوذ و تسلط داشته اند بنا به روايات شفاهي تعدادي از بزرگان اين طايفه بر اثر اختلافات محلي و طايفه با ميره ها اموال و احشامشان توسط آنان غارت شده و خودشان با دشواري هاي اجتماعي مواجه مي شوند اين امر موجب ميشود كه بسياري از خانوار هاي طايفه ي بازگير به مناطق زيستي ايل بيرانوند و بالا خره استان ايلام كوچ نمايند .
گفته شده كه پس از گذشت چندين سال ازاين ماجرا با وساطتعده اي از بزرگان دريكوند تعداد زيادي از خانواده هاي بازگير كه به ميان بيرانوند ها رفته بودند به منطقه ي بالاگريوه باز گردانده شدند و زندگي كوچروي رابا ديگرهم تباران خود و با طايفه ديركوند آغاز كردند . كساني هم كه حاضر به بازگشت شدند در ميان بيرانوند ها باقي ماندند و تا به امروز در بخش هاي چقلوندي ،زاغه ومركزي همراه با طوايف منطقه به زندگي خويش ادامه ميدهند . و در اين نواحي به سر ميبرند .
بازگير ها ساكن منطقه بالاگريوه پس از سر گرفتن مجدد زندگي كوچ نشيني باطوايف ديركوند سرنجام درمنطقه طاف اسكان يافته از زندگي پردغدغه كوچروي دست ميكشند.مقارن رودسالارالدوله برادر محمد عليشاه قاجاربه لرستان وتحريك عشايرمنطقه عليه مشروطه خواهان بعضا به منطقه كره گاه روي آورده تا زمان به قدرت رسيدن رضا خان در آنجا سكونت اختيار مي كنند . امروزه مركزاصلي تجمع خانواده هاي طايفه ي بازگير دشت كره گاه در جنوب شهر خرم اباد است.
علامت نامگذاري : نياكان مهاجر طايفه بازگير در لرستان و در محدوده هاي محل استقرار داراي زمين و حق مالكيت نبو دند و اين امر موجب شدهكه اولا دچار پراكندگي شده به همسايگي ساير طوايف منطقه در آيند و ديگر اين كه بر پايه تخصص و مهارتي كه در كار شكار و صيد جانوران و پرندكان وحشي داشته اند علاوه بر شغل دامداري به انگيزه تامين معاش خود بعه شكار به خصوص شكار (( باز شكاري ))كه ظاهرا كار دشواري به نظر مي آمده بپردازند .
كاربرد اصطلاح باز اشكار (=شكار باز – شكاركردن) با توجه به وجود مناطق جنگلي و كوهستاني غرب ايران و از جمله لرستان در عموميت داشتن امر شكار و استفاده از امر شكار ، و استفاده از باز براي شكار ديگر پرندگان در دوره اي از تاريخ زندگي مردم اين ناحيه غير معمول و نامعقول به نظر نمي آيد . از اين روي نياكان واولاد و احفاد كنوني آنان به ((بازگير )) شهرت يافته اند.
به احتمال زياد اطلاق نام (( بازگير)) به پيشينيان اين طايفه در زمان حضور و زندگي آنان در سرزمين لرستان اتقاق افتاده است . داستان از اين قرار است كه به هنگامه ي استقراردر منطقه بالاگريوه دو نفر از افراد اين گروه كه برادر هستند اقدام به شكارباز نموده و ان را به منظورنشان دادن مهارت خويش در كار شكار باز به عنوان هديه نزد حاكم يا امير وقت منطقه مي برند . حاكم ضمن استقبال و پذيرفتن هديه ي آنان به دو برادر رو ي كرده و به آنان كه يكي سياه چرده و ديگري سپيد روي بوده مي گويند : كدام يك از دو نفر باز را شكار كرده ايد ؟ سياه يا سفيد ؟ گويا از ان تاريخ به بازگير شهرت يافته اند و فرزندانشان سياه و سفيد نام گرفته اند . اين امر در عين حال مبناي تقسيمات گروه خانوادگي آنان قرار مي گيرد و موجب ميشود كه امروزه اولاد و احفاد اين دو برادر موصوف به اين صفت ها گرديده و خوانده شوند.
مركز اصلي و عمده ي جمعيت آنان در لرستان در منطقه كره گاه در جنوب شهر خرم آباد و غالبا در روستاهاي سهيل بيگي ، ديناروند سفلي ،ده باقر سرخده عليا، انگز ،سالي چوبتراش و پير جد است . و نيز متجاوز از پنجاه خانوار آنان در شهرستان پلدختر و روستاي چم مهر، هلوش و جلوگير سكونت دارند كه مجموعا جمعيتشان در منطق ي بالاگريوه در حدود پاصد خانوار تخمين زده مي شود . بقيه يبازگيرها لرستان در سه بخش زاغه ،چقلوندي و مركزي ودرديه هاي پل هرو ، قبررمضان،ده مختوايي، گردكانه ، آب سرده قلعه نو و گلستان ريمله و براليكه و دره ده پير و ايوانو در شهرستان بروجرد به سر مي برند .
ایلات لرستان
وجه تسميه واژه ((لر))هنوز به درستي معلوم نشده است كتاب تاريخ گزيده در اين مورد مي نويسد : ((وقوع اين اسم برآن قوم به وجهي گويند از آن استكه در ولايت مانرود دهي است كه آن را كرد خواند و در آن حدود بندي است كه در زبان لري كول خوانده و در آن بند موضوعي است كه آن را لر خوانند. چون در اصل ايشان از آن موضع برخواسته اند از آن سبب ايشان را لر گويند. وجه دوم آن كه به زبان لري كوه پر درخت را لر گويند به كسر حرف اول((ر))به سبب ثقالت حرف ((ر))كسر ((لام)) را به ضمه بدل كرده و لر گفتند. وجه سوم شخصي كه اين طايفه ازنسل او هستند لر نام داشته است و قول اول درست تر مي نمايد. و هر چيز كه در آن ولايت نبوده به زبان لري نام ندارد اصل لر نيستند و ديگر ديه هاي مانرود لر نيستند روستايي اند.))
اين متن تاريخ گزيده بطور كلي براي واژه لر دو ريشه و منشا قائل است يكي منشاجغرافيايي و طبيعي و ديگري اصل قومي و طايفه . عوامل دو گانه جغرافيايي و قومي در تعين نام قبائل وطوائف مسكون در فلات ايران در طول تاريخ نقش مهم و تعين كننده داشته اند و غالبا اكثر اسامي قبيله ها و گروه ها منصوب به يكي از اين دو اصل مي باشد .ممكن است مردمي براي اولين بار وارد مكاني شوند و از نام محل نامي جهت طايفه ي خويش بر گزينند يا ديگران آنها رابه سبب سكونت د رآن محل به نام ان مكان بنامند. در حالت ديگر گاهي در طول تاريخ اتفاق افتاده است كه مردمان تازه واردهنگامي كه وارد محل تازه اي مي شوند نام قومي وقبيله اي خود را بر محل جديد سكونت خود مي گذارند . اين مورد دوم بيشتر اتفاق افتاده است . چنان كه ديدم اقوام آريايي وقتي كه وارد سرزمين جديد شدند آن را ايران ناميدند . به احتمال زياد واژه لرهم يك نام قومي و طايفه اي است و شايد تاريخ آن به پيش از ورود اقوام آريايي به فلات ايران و سرزمين لرستان مربوط مي شود و شايد اين واژه بازمانده دوره ي كاستيها در لرستان بوده باشد.
به احتمال زياد واژه لر مفهومي گسترده داشته است كه يكي از معاني آن كوهستان پر درخت يا كوه بوده است . هم چنان كه در تاريخ گزيده در وجه دوم ذكر آن گذشت . بايد توجه داشت كه واژه ((كول)) در زبان لري به معناي دره عميق كوهستاني است . بنابر اين اين واژه هم بي ارتباط با مفهوم طبيعي و كلمه جغرافيايي كلمه لر نيست .
واژه لير در گويش لري به معناي نوعي خانه و مسكن ابتدائي است كه اكنون كاربرداين واژه متروك شده است و به ندرت از آن استفاده مي شود. آن هم در ميان واز زبان افراد قديمي و معمر و مسن مشاهده و شنيده مي شود. از مشخصات اين نوع مسكن ابتدائي اين است كه سقف آن را با شاخ و برگ درختان و تير هاي جنگلي مي پوشانيدند و سپس ان را گل اندود مي كردند . ديوار هاي آن از گل ساخته مي شود . همچنين واژه لردر گويش محلي لري به معناي انسان يا حيوان لاغر اندام است . لر در گويش لري فعل امر به معناي چتر از مصدر چرانيدن است . چرانيدن احشام را در مراتع و مزارع گويند. لره يعني لرزيدن انسان يا حيوان از شدت سرما يا عامل ترس و هيجان.
برخي معتقدند كه واژه لر از كلمه ي ((لور))گرفته شده است و آن نام پايتخت باستاني لرستان در شمال خوزستان امروزه بوده است . امروزه صحراي لور در نزديكي شهر هاي انديمشك و دزفول معروف است و محل قشلاق كوچ نشينان و دامداران لر است.
مختصري در مورد زبان لري
زبان لري متداول شاخه اي از زبان پارسي باستان است كه آن هم خود شاخه اي از زبان هاي هند و اروپايي و هند ايراني است . برخي زبان لري امروز را دنباله زبان پهلوي ساساني مي دانندهمان طور كه زبان هاي محلي شمال و شمال غربي ايران را دنباله زبان پهلوي اشكاني دانسته اند .
برخي از منابع زبان هاي ايراني را به طور كلي به دو گروه بزرگ تقسيم نموده اند .يكي از شاخه هاي شرقي در نواحي آسياي ميانه مانند زبان افغانستان و غيره ديگري شاخه زبان هاي غربي ايراني شاخه غربي زبان هاي ايراني خود به دو گروه فرعي تقسيم مي شود . يك زبان هاي شمال و شمال غربي چون :گيلكي، طالشي ،كردي ،سمناني ،خوانساري، لكي ،بلوچي و غيره . دوم گروه زبان هاي ايراني غربي و جنوب غربي كه شامل زبان لري فارسي كوه مزاري ،تاتي و دواني است .
((زبان لري كنوني خود شامل دو گروه زبان هاي لري باختري و لري خاوري است .
زبان لري باختري مانند زبان لري خرم آبادي ،لري بروجردي ،زبان مردم دورود ،نهاوندي اليگودرزي ،و زبان مردم ازناي اليگودرزي بخشهايي از منطقه ،ملاير ،همدان، توسركان و همچنين زبان مرم ايلام و بخش هايي از استان كرمانشاه.
زبان لري خاوري شامل زبان مردم چهار محال بختياري كهكيلويه و بوير احمد ،فارس،كهمره نوادان ،بخشي از دهات بيضا، رامجرد،آباده طشك،كهمه سرخي ، شبانكاره،بخشهايي از استان خوزستان (ايذه-انديمشك-دزفول-بهبهان-رامهرمز –قسمتي از شهرستان شوشتر و مسجدسليمان) استان بوشهر(دهستان حيات داود-ليراوي دشتستان،دهستان انكالي ). استان اصفهان(فريدون-نواحيبين بوئينو اليگودرز)در برخي از نواحي خمين كرمان(نواحي سيرجان ،جيرفت،بافت به اين زبان تكلم مي كنند). علاوه برموارد ياد شده چگني هاي مقيم رودبارو قزوين هداوند ها مسكون در ناحيه خوار،ورامين در استان تهران به زبان لري حرف ميزنند)). اكنون در استان لرستان مردم به دو گويش و لكي صحبت مي كنند. محدوده زبان لكي را مي توان به نيم دايره اي تشبیه نمود نواحي شمال و شمال غرب استان لرستان را در بر گرفته است اين نواحي عبارتند از منطقه هرو،سلسله و دلفان كوهدشت،طرهان و رومشكان.
محدوده زبان لري در استان لرستان شامل اين مناطق است :بروجرد، ازنا ، اليگودرز ، دورود، اشترينان ، زاغه ،رازان ،سگوند های شمال شرقی. بخش پاپي بالا گريوه و الوار گرمسيري،چگني،ماديان رود،شهرستان خرم آباد علاوه بر آن بخش هايي از مردم ملاير نهاوند همدان و توسر كان به زبان لري سخن مي گويند. بدين ترتيب طبق اين بحث و منابع موجودبيش از ((4ميليون))نفر از مردم ايران امروزه به زبان لري و گويش هاي مربوط به آن سخن مي گويند و اين خود عامل مهمي است در تعين محدوده فرهنگي مردم لرستان و قوم لر . ....................................................
( با تشکر از آقای مسعود هوشمندی به خاطر این مطلبشون)
بلوط یکی از درختان کهن حوزه زاگرس وهمدم زاگرس نشینان ومنبع خوراک آن دسته از لرهایی بوده که دکتر اسکندر بهار وند وجه تسمیه لرها را از جنگل آن میداند ومیگوید:[لر]بکسر لام یعنی جنگل بلوط ولر ها به سبب زندگی در این منطقه جنگلی اسم خود را از آنجا اخذ نموده اند وسخنی است که مناسبت دارد اما با مقرون به واقع نیست و حقیقت کلام همراه نیست .از نقطه نظر تاریخی موضوع برخلاف این نظر بوده زیرا لرها که در حوزه جغرافیایی عیلامی ها میزیسته اند وحتی قسمتی از پارس (استخر)وبوشهر را هم حکومت آنها در بر میگرفته با عنایت به اینکه یکی از شهرهای مشهور عیلامی ها در آن زمان بنام انشان بوده وپایتخت عیلامیهامعرفی شده است ونظر براینکه شهر لور هم یکی از سه شهر معروف عیلامی در تاریخ یادشده لذالوریها مردمی بوده اند که در این شهر ومحدوده آن میزیسته اند یاسوج وبختیاری ولرستان وشهرستانهای لر نشین تحت سیطره عیلامیهایی بوده که آثاربجا مانده از آنها حکایت از این موضوع مینماید .
لذا اگر بر اساس یافته های باستانشناسی بخواهیم حرفی بزنیم حذف «واو»بقرینه لفظی وقرار گرفتن ضمه بر حرف لام که میشود گفت از لحاظ دستوری حذفی هم صورت نگرفته است وتبدیلی را مشاهده میکنیم که در سبک نوشتن هنوز هم واو حرف خودش را میزندلرها همان لوریهایی بوده اند که در اصالتشان نباید تردید داشت.
هرچند لر بکسر لام هم در ادبیات لری بیانگر جنگل است وداراب افسربختیاری هم در اشعارش این را میسراید:
ره تم(رفتم) به من لر که بلیطان بچینم
ای وای هموروز همیلان مودیدم

عضو جامعه جنگلبانی ایران از ایجاد اولین ذخیره گاه جنگلی بلوط در لرستان به منظور جلوگیری از انقراض این گونه خبر داد.


