ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
به این آبگوشت به زبان محلی " دوگوله دودار" گفته میشودو درفصل سرمابسیار
طرفداردارد وازنظرموادلازم برای بدن بسیارغنی ودرعین حال ، خوشمزه
ودلچسب است
ادامه مطلب
ادامه مطلب
زنان بختياري كلاهي بر سر دارند كه آن را لچك مي گويند( در برخي گويش ها مانند گويش ميوندي آن كلچه ناميده مي شود ) . روي لچك منجوق دوزي شده است و دو بند از كنار گوش ها وجود دارد كه براي ثابت نگه داشتن لچك روي سر كاربرد دارد . در قديم زناني كه از خانواده هاي غني تر بودند جلوي كلچه را سكه دوزي مي كردند كه جلوه زيبايي به لچك مي داد و اين نوع ، به لچك ريالي معروف بود.

ادامه مطلب
ادامه مطلب
در ایران زبانها و لهجه های متعددی داریم كه بختیاری
یكی از آنها است . عربی، بلوچی ، تركمنی ، تركی ، كردی و … دیگر زبانها
هستند . بسیاری از این زبانها دارای زیرشاخه هایی هستند كه حتی افرادی كه
به آن تكلم می كنند، از فهمیدنش عاجزهستند . بیشتر ساكنان ایران ( جز
بختیاریها ) قادر به فهمیدن زبان فارسی ویا صحبت كردن به این زبان نیستند
و فارس زبانان هم نسبت به زبان آنان همینطور . اما این اقوام بدون هیچ
خجالتی و بی آنكه برای یادگیری زبان رسمی كشور احساس نیاز كنند، فقط به
زبان محلی خود سخن می گویند . ولی ما بختیاریها زبان فارسی و بقیه ی مردم
ایران زبان ما را به خوبی می فهمند و عجیب است كه چرا این همه از زبان خود
گریزان بوده، از صحبت كردن با آن احساس شرم كرده و بیشتر مواقع كلمات
فارسی را بسیار ناشیانه با آن مخلوط می كنیم، شاید یكی ازعلل عقب افتادگی
ماهمین باشد
ادامه مطلب
گفتن درباره اينکه چگونه زنان ايران در هزاران سال پيش خود را می آراستند کار آسانی نيست و تنها کاوشهای باستان شناسی می توانند پاسخ اين پرسش را آشکار سازند. کشفيات محدود به جای مانده از دوران باستان، نشان می دهند که نه تنها زنان بلکه مردان نيز به آراستگی و زيبايی خود توجه نشان می دادند. کاوش های باستان شناسی در غارهای کمربند، هوتو، بيستون و ... نشان می دهند که زنان و مردان غار نشين از استخوان ها، دندان های حيوانات شکار شده و يا سنگهای رنگين برای زيبايی خود بهره می گرفتند. شايد بتوان گفت که بقايای شاخ حيوانات، سنگهای رنگين و گونه های صدف های دريايی نخستين زيور آلات در ايران بوده اند.
ادامه مطلب
در لرستان مراسم نوروز و پیشواز از سال نو تقریبا همچون سایر نقاط ایران بزرگ می باشد اما باچندین تفاوت که قو لر چندین رسم مخصوص در عید نوروز دارند.

ادامه مطلب
در گوشه و کنار ایران رسوما ت ومراسمات مختلفی برای کمک به افراد نیازمند وجود دارد.مانند جشن گلریزان که افراد مبالغ اهدایی خود را درون دسته گل قرار می دهند.ولی در میان قوم لر رسمی وجود دارد برای کمک افراد نیازمند که به« تعصو»معروف است.

ادامه مطلب
لالايي ها ، نواهاي عاشقانه اي هستند كه با كند و كاو در مضامين آنها مي توان نگرش هر قوم را نسبت به فرزند و جنسيت او دريافت هر چند برخي لالايي ها علاوه بر انعكاس حالات دروني مادران، به شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي خانواده ها نيز پرداخته اند، اما اصيل ترين لالايي ها از مضاميني حكايت مي كنند كه طي آن مادر، بي اعتنا به همه ي غم هاي عالم، مي كوشد تا شادي را براي فرزند به ارمغان آورد. در اين لالايي ها، شكايتي هم اگر هست از رنجي است كه طي آن به كودك از هم سالان خود رسيده است.
هر چند لالايي در فرهنگ هاي مختلف به گونه هاي متفاوتي اجرا مي شود، اما عشق به فرزند وجه مشترك تمامي آنهاست، مادر لر هم، صداقت، لطافت، استحكام ادبي و بار عاطفي عميقي را در هم آميخته و حرف دلش را به صورت لالايي با فرزندش در ميان مي گذارد. لالايي ها را از چند منظر مي توان تقسيم بندي كرد: ساختار، محتوا و ...
لالايي هاي لرستان را از نقطه نظر توجه به جنسيت فرزند به دو دسته مي توان تقسيم نمود: دسته ي اول لالايي هايي هستند كه بي توجه به جنسيت فرزند بيان مي شوند (لالايي هاي عمومي) و دسته ي دوم نيز لالايي هايي هستند كه به طور اختصاصي براي دختر و يا پسر خوانده مي شوند.

ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
چند روز پيش از عاشورا يعني در همان روزهاي اول ماه محرم اهالي خرم آباد و ساير مناطق لرستان، خودشان را براي عزاداري شهداي كربلا آماده مي كنند. اغلب مردم پيراهن سياه مي پوشند و يا بازوبندهاي سياه را با نوشته هاي يا حسين، يا حسين مظلوم، و . . . به بازو مي بندند. براي بجا آوردن نذرهاي خويش كه غالبا خوراكي هستند برنج، روغن، آرد، شكر، گلاب و زعفران و ساير مواد لازم را از اين قبيل تهيه مي بينند.

هر محله اي از جمله درب دلاكان و پشت بازار علم هاي خود را سر گذارها و خيابانهاي اصلي برپا مي كنند. صداي ساز و دهل كه آهنگ غم انگيز چمريونه مينوازد در محله و كوچه هاي اطراف بگوش مي رسد.
سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شعرها و ابيات روزهاي نخست عزاداري بيشتر از اين قبيل است:
هر كه دارد عشق شاه كربلا عريان شود گر تكبر مي كند از اين عزا بيرون شود
يا:
محرم آمد و عيشم عزا شد حسينم وارد كرب و بلا شد
ماه محرم چو پديدار شد خون بدل احمد مختار شد
وقتي دسته هاي سينه زن جمع شدند، بسوي حسينيه ها و مساجد شهر حركت مي كنند. وقتی سينه زنها كاملا در محل مورد نظر استقرار يافتند، قبل از هر كاري نوحه خوان مرثيه جانسوزي ميخواند و سينه زني شروع مي شود.
روش سينه زني در خرم آباد به اينصورت است، اول نشسته و با يك دست سينه مي زنند بعد وقتي نوحه خوان فرياد مي زند اي واي شهيدا به دشت كربلا، همگي سرپا مي ايستند و ضمن جواب دادن به نوحه خوان در مقابل هم با دو دست بشدت به سينه ميزنند و بعد از مسجد يا حسينيه به عزاخانه ديگري ميروند.
روز هفتم را اهالي تراش عباس مي دانند در اين روز همگي به حمام مي روند و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند.
از روز هفتم به بعد عده اي براي افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. زيرا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و يخبندان هم باشد عزاداراني كه نذر دارند حتما بايد در گل بيفتند، بهمين خاطر عده اي دور خانه ها ميگردند و با خواندن جملاتي تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم ميدهند.
چو يي هيمه در نن داس نذر حسين و عباس
Coe hyma derenn das
براي روز عاشورا خاك نرم و مخصوصي بنام گل باغچاله (گل رس) آماده مي كنند و در ميدانهاي بزرگ و كوچك شهر مي ريزند.
شبها در جلو دسته هاي سينه زني چل چراغ cel cerage حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه اي صليب مانند و چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه همه ساله نذر دارد حمل ميشود.
شب عاشورا دسته هاي سينه زني اغلب از اين قبيل اشعار را كه مناسبت هم دارند ميخوانند:
شب عاشوراست يا عيد قربان است
كرب وبلا يكسر از خون گلستان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
مكن اي صبح طلوع
عصر فردا بدنش زير سم اسبان است
مكن اي صبح طلوع
صبح عاشورا و مراسم گل افتادن
صبح خيلي زود، قبل از طلوع آفتاب صداي آشنا و دلگيرانه ساز و دهل كه نواي چمريونه مينوازد، همه را سراسيمه بسوي ميدان شهر و خره (گل)xara عاشورا ميخواند.
دسته دسته افراد سينه زني كه از سر تا بپا در گل غلط خورده اند در ميدان مي چرخند و يا در اطراف آتشهاي جاي جاي ميدان محله بر سر ميزنند و هي رووHero هي رووHero ميكنند.
در ميانه ميدان دسته اي بدنبال ذوالجناح هستند و فرياد ميزنند:
اي ذوالجناح با وفا پس كو حسين من (دسته اول)
اي مركب شير خدا پس كو حسين من (دسته دوم)
و يا:
اين بدن از كيست كه سر ندارد عزيز زهراست كفن ندارد
زاده زهراست عزيز زينب بي كس و ياور صحت ندارد
پس از چند ساعت عزاداري بي ريا و بدون تكبر و صادقانه و جانسوز گلي ها و كليه سينه زنان و عزاداران بسوي مركز شهر حركت مي كنند و اين مراسم تا ظهر عاشورا ادامه دارد. پايان عزاداري و مراسم روز عاشورا با ضرب المثل طوق اشگس Tog esges اعلام ميشود.
طوق بر وزن سوق علامت ويژه و عمودي عزاداران ماه محرم در خرم آباد است، محور اصلي چوب نسبتا بلندي است بطول هشت تا ده متر كه از يك متر به بالا از چندين حلقه كه مركز آنها چوب اصلي است تشكيل ميشود.
يك پارچه از جنس مخمل دور حلقه ها مي بندند و در بالا و انتهاي آن يك قنديل نقره قرار ميدهند و اطراف آنرا با نوارهاي رنگي ريشه دار و آينه هاي كوچك زينت مي دهند.
قديمي ترين اين علم مخصوص روستاي ماسور بوده است كه بوسيله يكي از محترمين و معتمدين محل ساخته و حمل ميشده است. اين علم را از چترهاي متعدد و وسيع مي ساختند كه باكت kat و گلوني Golvanye و پارچه هاي رنگارنگ ديگر تزئين ميدادند و روي شالي كه به كمر مي بستند حمل ميشده است، دو نفر نيز از دو طرف با رسن آنرا مهار ميكردند.
عزاداران روستاي ماسور پس از وارد شدن بشهر و انجام مراسم و گرداندن طوق در شهر و سينه زني ظهر عاشورا طوق را مي شكستند (قسمتهاي مختلف آنرا از هم جدا ميكردند) و در واقع عزاداري پايان مي پذيرفت.
اصطلاح (طوق اشگس)Tog esges از آن زمان باقي مانده است كه به صورت يك ضرب المثل در بين مردم جا افتاده است و هر وقت جرياني پيچيده و يا جلسه و مجلسي پايان مي پذيرد ميگويند: "طوق اشگس" به اين معني كه موضوع خاتمه يافت.
بويژه در ظهر عاشورا كه مراسم سوگواري پايان مي پذيرد و عزاداران متفرق مي شوند اين مثل كاربرد بيشتري دارد.
دختران چهل منبري
از اول صبح عاشورا، دختراني سياه پوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف بويژه بخت گشائي در هر جلسه و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند.
مراسم شام غريبان حسين
از عصر عاشورا به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كت Kat را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند.
پيمايش دسته گهواره اي سياه پوش را بر دوش ميكشند نفر بعدي يك تك روي سر دارد كه مقداري نان و حلوا و شمع روشن را درون آن حمل ميكند، كسي ديگر نيز گاهگاهي مشتي كاه روي سر عزاداران ميپاشد و با ورود آنان به مجالس عزا چراغها را خاموش ميكنند.
در طول راه و در مساجد و عزاخانه با كمك نوحه خوان خود اين اشعار را همراه با نواي غم انگيز فلوت ميخوانند:
حسين گمشدم اي رودم اي رود نهال خم شدم اي رودم اي رود
روم گويم به زينب كنج زندان كه اي زندانيان منزل مبارك
شام غريبان حسين امشب است امشب است
غلغله در ارض و سماء امشب است امشب است
يتيمي درد بي درمان يتيمي يتيمي خواري دوران يتيمي
اگردست حسين مي بود به دستم چرا كنج خرابه مي نشستم
بدين ترتيب مراسم و آداب عزاداري ماه محرم بپايان ميرسد.
حاج جواد منصوري يكي از مرثيه سرايان نامي و نوحه سراي مشهور خرم آباد است كه با قريحه اي خداداد قريب نيم قرن است همچون شمع مجالس عزا مي گريد و ميسوزد و شعله هاي زباندارش رونق بخش مجامع و عزاي حسيني در ايام عاشورا است.
شب یلدا آخر پاییز و آغاز زمستان است، كه درازترین شب سال است. از اینرو در این شب در تمام منازل لرستان جشنی خانوادگی برقرار می گردد.
در بعضی از منازل، كلیه اقوام نزدیك و صمیمی به دور هم جمع می شوند و تا آخر شب به گفتگو می پردازند و با گرفتن فال "چل سرو" cel seru (فال چهل سرود _ یكنفر تسبیح می اندازد و هر كدام از حاضرین یك شعر به زبان لكی می گویند و چهلمین شعر نیت اصلی گیرنده فال است) و با گفتن افسانه های كهن وقت را می گذرانند.
جهت شب یلدا آجیلی از گندم برشته یا "گنم شیر" ganem sir (گندم شیر) و كشمش، كنجد، شاهدانه، گردو و فندق درست می كنند.
طرز تهیه گندم شیر یا گندم برشته به این صورت است كه: گندم را در مقداری شیر می اندازند سپس كمی نمك و زردچوبه روی آن می ریزند و آنرا بمدت یكروز در كناری می گذارند تا خوب شیر را به خود جذب كند بعد از خشك شدن گندم، آنرا بر روی ساج یا سینی می ریزند و روی شعله آتش قرار میدهند تا پخته شود بعد از بو دادن آن، گندم برشته ای بسیار مطبوع و خوشمزه بدست می آید.
در این شب میزبان با آوردن آجیل گندم برشته و میوه های فصلی و پسته و انواع تخمه و بادام زمینی و شیرینی از مهمانان پذیرایی میكند.
اگر دختری تازه عروس باشد خانواده او هدیه ای با مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی جهت شب یلدا به منزل داماد می آورند.
همچنین اگر پسر و دختری با هم نامزد باشند، خانواده پسر در شب یلدا هدیه ای برای این دختر به منزل پدرش می برند.
اوایل شب یلدا بعضی از پسر بچه ها به بالای پشت بام منازل می روند و ریسمانی را به یك شال بزرگ بسته به پایین و بطرف درب خانه ها می فرستند و می گویند:
"امشو اول قاره _ خیر د هونت بواره"
Emshow aval gahara xer de honat bavara
(امشب اول یلدا یا اول زمستان است خیر از خانه ات ببارد)
"نون و پنیر و شیره _ كیخا هونت نمیره"
Non _ o _ panir _o _ sira kixa honat namira
(نان و پنیر و شیره كدخدا (صاحب خانه) خانه ات نمیرد)
"چی به علی كوشكه بیاره"Ci be ali koska beyara
(چیزی بده علی كوچك یا بچه ات بیاورد)
سپس صاحب خانه مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی در شال آنها می گذارد و بچه ها ضمن بالا كشیدن شال و محتویاتش به عنوان تشكر از صاحب خانه میگویند:
"امشو اول قاهاره نون و پنیر و شیره كیخا هونت نمیره"
Emsow aval gahara non _o _ panir _o_sira kixa honat namira .
(امشب اول یلدا یا اول زمستان است نان و پنیر و شیره كدخدا خانه ات نمیرد).
بعد از برداشتن محتویات شال به روی پشت بامهای دیگر میروند و گفته های مذكور را تكرار می كنند. بعضی مواقع عده ای از صاحب خانه ها برای اینكه با پسر بچه های روی پشت بام شوخی كرده باشند، وقتی بچه ها شال را به پایین می فرستند، صاحب خانه بجای آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی مقداری سنگ در شال می گذارند و وقتی بچه ها متوجه این موضوع می شوند همصدا می گویند:
"نون و پنیر و حلوا كیخا هونت لنگ والا"
Non _o_ panir _o_ halva kixa honat leng vala
(نان و پنیر و حلوا كدخدا خانه ات پا در هوا یا بزمین بخورد).
"نون و پنیر و شیره كیخا هونت بمیره"Non _o_ panir _o_ sira kixa honat bamira
(نان و پنیر و شیره كدخدا خانه ات بمیرد).
در این هنگام كسانی كه در خانه هستند با شنیدن گفته های بچه ها با صدای بلند می خندند و ضمن دلجویی دادن بچه ها مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی به آنها می دهند. باید متذكر شد در آذربایجان رسم كجاوه اندازی و در روستاهای نزدیك به تهران رسم شال اندازی در شب چهار شنبه سوری یك سمبول بوده و این رسم در دوران ابوریحان بیرونی نیز مرسوم بوده. يكي ديگر از رسوم ديرينه مردم اين ديار در شب اول قاره سنت قاشق زني است. دراين آيين نيز افراد با پوشاندن سر و صورت خود به درب منازل رفته و با به صدا در آوردن قاشق صاحب خانه را از حضور خود آگاه ميكنند. در اين هنگام صاحب خانه نيز به ميمنت اين شب مقداري از تنقلات و شيريني خانگي را در ظرف آنان ميريزد.
از ديگر رسوم قوم لر در اين شب به جاي آوردن رسم قرباني است و هر خانواده اي با توجه به وضعيت اقتصادي اش سعي مي كند حيواني راسرببرد و گوشتش را كباب كند. اين حيوان اغلب گوسفندي است كه از ۶ ـ ۵ ماه پيش نشان شده و نزد عشاير به امانت گذارده اندتا پروار شود. گاهي هم اگر خانوده اي از نظر اقتصادي و معيشت تنگ دست باشد، بوقلمون يامرغ و خروس سر مي برد. دراين شب ، بزرگ خانواده از همه دعوت مي كند تا شام را در كنار هم صرف كنند.
در این شب برای بچه هایی كه نزد خانواده های خود نشسته اند پرسشهایی در مورد فصلها پیش می آید كه بزرگتران با خوشرویی در مورد فصلها توضیحاتی می دهند، بخصوص فصلی كه آغاز شده و ارمغانی از برف و باران و سرما به همراه دارد و معمولا افسانه "امیل" ami و "ممیل"mamil را برای بچه ها می گویند.
كه این دو نامهای دو برادر زمستانی "چله گپه" cella gapa (چله بزرگ _ چهل روز اول زمستان) و "چله كوشكه" cella koska (چله كوچك _ چهل روز بعد از زمستان) می باشند كه اولی یعنی "چله بزرگ" از اول دیماه الی یازدهم بهمن ماه و دومی یعنی "چله كوچك" از یازدهم بهمن ماه الی اول اسفند ماه ادامه دارد و افسانه این دو برادر از این قرار است كه:
"امیل" "amil و "ممیل" mamil دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دارند. "امیل" كه برادر بزرگتر است دارای نفس "دزد" می باشد كه آن در روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد مشخص می گردد و "ممیل" برادر كوچكتر دارای نفس "آشكار" می باشد و آن در روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمی بهتر می شود مشخص میگردد.
چهل روز كه از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به كوه می رود و زیر سنگ سیاه و بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند كردن سنگ و بیرون كشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.
پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله كوچك) بفكر برادرش می افتد و پیش خود می گوید نكند در كوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا كردن برادر خود به كوه می رود.
در این زمان است كه مردم می گویند: هوا خیلی سرد شده و اكنون درست در وسط "ششله ششله" sasela_ sasela هستیم. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش كه این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود و آن از روز چهارم تا شانزدهم بهمن ماه می باشد.
خلاصه "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالیكه تخته سنگی بر رویش افتاده پیدا می كند. خود را به كنار او می رساند و هر كاری می كند نمی تواند تخته سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد.
از آنجا كه "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می كند. از این رو به برادرش "امیل" میگوید: اگر من جای تو بودم كاری می كردم
"دایا د ور تاوه هشكش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه"
Daya de var tawva hoskes bazena reys esbi de lo tzga رسم زيباي شاهنامه خواني هم كه از ديرباز رواج داشته و خانواده ها حتي الامكان تا پاسي از شب بيدار مي مانند و شاهنامه مي خوانند. نوع خاصي از تفأل هم در اين منطقه به صورت رسم شب يلدا اجرا مي شود كه نام «چل سرو» (چهل سرود) بر آن نهاده اند. اجراي اين مراسم به اين شكل است كه همه دور هم مي نشينند و يك تسبيح، نقش ابزار اين فال زدن را بازي مي كند. هر كدام از افرادي كه گرد اتاق نشسته اند، بيتي را في البداهه مي خوانند و يك دانه از تسبيح جدا مي شود. وقتي چهلمين بيت خوانده شد، براساس مفهوم بيت، تفسير مي كنند كه آيا بيت خوب بوده يا بد و آيا بايد به آن عمل كرد؟
در لرستان قديم همچنين خوردن هندوانه رسم شب يلدا نبوده و به تازگي و در طول سالهاي اخير مرسوم شده است

