X
تبلیغات
قوم لر - وجه تسمیه واژه لر
""قوم لر بختیاری لک لر شهر های لر نشین

وجه تسميه واژه ((لر))هنوز به درستي معلوم نشده است كتاب تاريخ گزيده در اين مورد مي نويسد : ((وقوع اين اسم برآن قوم به وجهي گويند از آن استكه در ولايت مانرود دهي است كه آن را كرد خواند و در آن حدود بندي است كه در زبان لري كول خوانده و در آن بند موضوعي است كه آن را لر خوانند. چون در اصل ايشان از آن موضع برخواسته اند از آن سبب ايشان را لر گويند. وجه دوم آن كه به زبان لري كوه پر درخت را لر گويند به كسر حرف اول((ر))به سبب ثقالت حرف ((ر))كسر ((لام)) را به ضمه بدل كرده و لر گفتند. وجه سوم شخصي كه اين طايفه ازنسل او هستند لر نام داشته است و قول اول درست تر مي نمايد. و هر چيز كه در آن ولايت نبوده به زبان لري نام ندارد اصل لر نيستند و ديگر ديه هاي مانرود لر نيستند روستايي اند.))

اين متن تاريخ گزيده بطور كلي براي واژه لر دو ريشه و منشا قائل است يكي منشاجغرافيايي و طبيعي و ديگري اصل قومي و طايفه . عوامل دو گانه جغرافيايي و قومي در تعين نام قبائل وطوائف مسكون در فلات ايران در طول تاريخ نقش مهم و تعين كننده داشته اند و غالبا اكثر اسامي قبيله ها و گروه ها منصوب به يكي از اين دو اصل مي باشد .ممكن است مردمي براي اولين بار وارد مكاني شوند و از نام محل نامي جهت طايفه ي خويش بر گزينند يا ديگران آنها رابه سبب سكونت د رآن محل به نام ان مكان بنامند. در حالت ديگر گاهي در طول تاريخ اتفاق افتاده است كه مردمان تازه واردهنگامي كه وارد محل تازه اي مي شوند نام قومي وقبيله اي خود را بر محل جديد سكونت خود مي گذارند . اين مورد دوم بيشتر اتفاق افتاده است . چنان كه ديدم اقوام آريايي وقتي كه وارد سرزمين جديد شدند آن را ايران ناميدند . به احتمال زياد واژه لرهم يك نام قومي و طايفه اي است و شايد تاريخ آن به پيش از ورود اقوام آريايي به فلات ايران و سرزمين لرستان مربوط مي شود و شايد اين واژه بازمانده دوره ي كاستيها در لرستان بوده باشد.

به احتمال زياد واژه لر مفهومي گسترده داشته است كه يكي از معاني آن كوهستان پر درخت يا كوه بوده است . هم چنان كه در تاريخ گزيده در وجه دوم ذكر آن گذشت . بايد توجه داشت كه واژه ((كول)) در زبان لري به معناي دره عميق كوهستاني است . بنابر اين اين واژه هم بي ارتباط با مفهوم طبيعي و كلمه جغرافيايي كلمه لر نيست .

واژه لير در گويش لري به معناي نوعي خانه و مسكن ابتدائي است كه اكنون كاربرداين واژه متروك شده است و به ندرت از آن استفاده مي شود. آن هم در ميان واز زبان افراد قديمي و معمر و مسن مشاهده و شنيده مي شود. از مشخصات اين نوع مسكن ابتدائي اين است كه سقف آن را با شاخ و برگ درختان و تير هاي جنگلي مي پوشانيدند و سپس ان را گل اندود مي كردند . ديوار هاي آن از گل ساخته مي شود . همچنين واژه لردر گويش محلي لري به معناي انسان يا حيوان لاغر اندام است . لر در گويش لري فعل امر به معناي چتر از مصدر چرانيدن است . چرانيدن احشام را در مراتع و مزارع گويند. لره يعني لرزيدن انسان يا حيوان از شدت سرما يا عامل ترس و هيجان.

برخي معتقدند كه واژه لر از كلمه ي ((لور))گرفته شده است و آن نام پايتخت باستاني لرستان در شمال خوزستان امروزه بوده است . امروزه صحراي لور در نزديكي شهر هاي انديمشك و دزفول معروف است و محل قشلاق كوچ نشينان و دامداران لر است.

                                مختصري در مورد زبان لري

زبان لري متداول شاخه اي از زبان پارسي باستان است كه آن هم خود شاخه اي از زبان هاي هند و اروپايي و هند ايراني است . برخي زبان لري امروز را دنباله زبان پهلوي ساساني مي دانندهمان طور كه زبان هاي محلي شمال و شمال غربي ايران را دنباله زبان پهلوي اشكاني دانسته اند .

برخي از منابع زبان هاي ايراني را به طور كلي به دو گروه بزرگ تقسيم نموده اند .يكي از شاخه هاي شرقي در نواحي آسياي ميانه مانند زبان افغانستان و غيره ديگري شاخه زبان هاي غربي ايراني شاخه غربي زبان هاي ايراني خود به دو گروه فرعي تقسيم مي شود . يك زبان هاي شمال و شمال غربي چون :گيلكي، طالشي ،كردي ،سمناني ،خوانساري، لكي ،بلوچي و غيره . دوم گروه زبان هاي ايراني غربي و جنوب غربي كه شامل زبان لري فارسي كوه مزاري ،تاتي و دواني است .

((زبان لري كنوني خود شامل دو گروه زبان هاي لري باختري و لري خاوري است .

 زبان لري باختري مانند زبان لري خرم آبادي ،لري بروجردي ،زبان مردم دورود ،نهاوندي اليگودرزي ،و زبان مردم ازناي اليگودرزي بخشهايي از منطقه ،ملاير ،همدان، توسركان و همچنين زبان مرم ايلام و بخش هايي از استان كرمانشاه. 

 زبان لري خاوري شامل زبان مردم چهار محال بختياري كهكيلويه و بوير احمد ،فارس،كهمره نوادان ،بخشي از دهات بيضا، رامجرد،آباده طشك،كهمه سرخي ، شبانكاره،بخشهايي از استان خوزستان (ايذه-انديمشك-دزفول-بهبهان-رامهرمز قسمتي از شهرستان شوشتر و مسجدسليمان) استان بوشهر(دهستان حيات داود-ليراوي دشتستان،دهستان انكالي ). استان اصفهان(فريدون-نواحيبين بوئينو اليگودرز)در برخي از نواحي خمين كرمان(نواحي سيرجان ،جيرفت،بافت به اين زبان تكلم مي كنند). علاوه برموارد ياد شده چگني هاي مقيم رودبارو قزوين هداوند ها مسكون در ناحيه خوار،ورامين در استان تهران به زبان لري حرف ميزنند)). اكنون در استان لرستان مردم به دو گويش و لكي صحبت مي كنند. محدوده زبان لكي را مي توان به نيم دايره اي تشبیه نمود نواحي شمال و شمال غرب استان لرستان را در بر گرفته است اين نواحي عبارتند از منطقه هرو،سلسله و دلفان كوهدشت،طرهان و رومشكان.

محدوده زبان لري در استان لرستان شامل اين مناطق است :بروجرد، ازنا ، اليگودرز ، دورود، اشترينان ، زاغه ،رازان ،سگوند های شمال شرقی. بخش پاپي بالا گريوه و الوار گرمسيري،چگني،ماديان رود،شهرستان خرم آباد علاوه بر آن بخش هايي از مردم ملاير نهاوند همدان و توسر كان به زبان لري سخن مي گويند. بدين ترتيب طبق اين بحث و منابع موجودبيش از ((4ميليون))نفر از مردم ايران امروزه به زبان لري و گويش هاي مربوط به آن سخن مي گويند و اين خود عامل مهمي است در تعين محدوده فرهنگي مردم لرستان و قوم لر .              ....................................................

( با تشکر از آقای مسعود هوشمندی به خاطر این  مطلبشون)

بلوط یکی از درختان کهن حوزه زاگرس وهمدم زاگرس نشینان ومنبع خوراک آن دسته از لرهایی بوده که دکتر اسکندر بهار وند وجه تسمیه لرها را از جنگل آن میداند ومیگوید:[لر]بکسر لام یعنی جنگل بلوط ولر ها به سبب زندگی در این منطقه جنگلی اسم خود را از آنجا اخذ نموده اند وسخنی است که مناسبت دارد اما با مقرون به واقع نیست و حقیقت کلام همراه نیست .
از نقطه نظر تاریخی موضوع برخلاف این نظر بوده زیرا لرها که در حوزه جغرافیایی عیلامی ها میزیسته اند وحتی قسمتی از پارس (استخر)وبوشهر را هم حکومت آنها در بر میگرفته با عنایت به اینکه یکی از شهرهای مشهور عیلامی ها در آن زمان بنام انشان بوده وپایتخت عیلامیهامعرفی شده است ونظر براینکه شهر لور هم یکی از سه شهر معروف عیلامی در تاریخ یادشده لذالوریها مردمی بوده اند که در این شهر ومحدوده آن میزیسته اند یاسوج وبختیاری ولرستان وشهرستانهای لر نشین تحت سیطره عیلامیهایی بوده که آثاربجا مانده از آنها حکایت از این موضوع مینماید .
لذا اگر بر اساس یافته های باستانشناسی بخواهیم حرفی بزنیم حذف «واو»بقرینه لفظی وقرار گرفتن ضمه بر حرف لام که میشود گفت از لحاظ دستوری حذفی هم صورت نگرفته است وتبدیلی را مشاهده میکنیم که در سبک نوشتن هنوز هم واو حرف خودش را میزندلرها همان لوریهایی بوده اند که در اصالتشان نباید تردید داشت.
هرچند لر بکسر لام هم در ادبیات لری بیانگر جنگل است وداراب افسربختیاری هم در اشعارش این را میسراید:
ره تم(رفتم) به من لر که بلیطان بچینم
ای وای هموروز همیلان مودیدم 

     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت   توسط   |