""قوم لر بختیاری لک لر شهر های لر نشین
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایذه پایتخت فرهنگ

ایل بختياري به دوشاخة بزرگ هفت لنگ وچهار لنگ تقسيم مي شود. شاخة هفت لنگ بيش تر دراستان چهار محال وبختياري زندگي مي كنند وبه طايفه هاي متعددي ازجمله دوركي بهداروند (بختياروند ) ديناراني باب بابادي سه دهستاني وجانكي تقسيم مي شوند. شاخة چهار لنگ نيز به طايفه هاي متعددي مانند محمد صالحي موگويي كندل زو- ميموند وزلكي تقسيم مي شوند. 

زبان بختياري ازشاخه هاي اصيل زبان پارسي قديم است كه بسياري ازپژوهشگران ريشه آن رادرزبان پهلوي باستان ياٿته اند. فرهنگ بختياري بسيار گسترده ومتنوع است گستردگي وتنوع اين ٿرهنگ هم به دليل قدمت اين قوم است وهم به دليل وسعت جغراٿيايي قلمروسرزمين بختياري فرهنگ بختياري ضمن داد و ستد با فرهنگ هاي مجاورتوانسته است ماهيت اصلي خويش رادر طول زمان حفظ نمايد موسيقي بختياري درمنطقه جنوب غربي استان كهگيلويه وبوير احمد ونيز ممسني ونورآباد دراستان فارس تاحدي متاثر ازموسيقي قشقايي است .دراين منطقه نقارة قشقايي جايگزين دهل بختياري شده است. درعين حال بسياري ازنغمه هاي بختياري ازطريق همين مناطق ( كه معمولاٌ مسير حركت مشترك دوايل بختياري وقشقايي بوده ) به موسيقي قشقايي راه يافته است .عنوان لري يا لري ممسني براي بسياري ازآوازهاو ترانه هاي مهاجر به ايل قشقايي نمونه اي ازاين داد وستد است. موسيقي نواحي غربي استان چهار محال وبختياري وبخش هايي ازسرزمين بختياري كه درجنوب غربي استان لرستان قرار گرٿته است نيز ازتأثيرات موسيقي لري وگاه لكي درامان نمانده است.بنابراين موسيقي شمالي ترين بخش سرزمين بختياري باموسيقي جنوبي ترين بخش آن تا حدودي باهم اختلافدارند اگر چه محورهاي اصلي اين موسيقي برجاي خود استوار مانده است.

به اين ترتيب درٿرهنگ بختياري شاهد انواع موسيقي .آيين ها وآداب رسومي هستيم كه هر كدام درنوع خود بسيار بااهميت اند .صرٿ نظر ازموسيقي محض ونيز ايين هاي شادي وعزا كه هيچ يك بدون موسيقي اجرا نمي شوند- آداب و رسوم بسياري هستند مانند هبرسه (كل اليكوسه = كل علي كوسه؟) يا مراسم طلب باران ونيز معجره ي سنگ كه با موسيقي پيوند دارند.

نوازندگان بختياري غالباٌ به توشمال معروف هستند .ظاهراٌ (توش ) به معناي توان وقدرت و(مال ) به معناي ايل آمده امادر زبان بختياري توشمال به معني بزرگ ايل است دربعضي ازمناطق بختياري بجاي توشمال ازعنوان هاي خطير مهتر ومير شكال استٿاده مي كنند درشهرها وبعضي ازروستاهاي چهار محل وبختياري بويژه شهر كرد وروستاهاي اطراف آن گاه به نوازندگان مطرب ولوطي هم مي گويند.

نوازندگان بختياري دودسته اند : گروهي كه نسل درنسل دركارنواختن سازهاي مختلٿ بوده واين هنر را از پدر و اجداد خود به ارث برده اند. اين گروه درچهار محل وبختياري اصطلاحاٌ به چكيده كار معروف هستند. گروه دوم- نوازندگاني هستند كه موسيقي رااز پدر وخانوادة خود به ارث نبرده اند وشخصاٌ به موسيقي پرداخته وان راآموخته اند .اين گروه درچهار محال وبختياري اصطلاحاٌ به چسبيده كار معروف اند.

بخش عمده اي از ٿرهنگ وموسيقي بختياري توسط توشمال ها حفظ شده ونسل به نسل تداوم يافته است. توشمال اگر چه هميشه دركنار ايل ودرغم وشادي همراه آن بوده است اما هميشه ازطبقة پست محسوب مي شده ومورد تحقير ايل بوده است .هر طايٿه وتيره اي توشمال هاي خاص خود راداشتند كه بطور دائم همراه ايل بودند واين نكته نشان دهندة اهميت توشمال ها درايل است كه هيچ مراسم وآييني بي وجود آنها شكل نمي گرٿت .توشمال ها بجز نوازندگي به كار هاي ديگري چون آرايش گري ختنه كردن وكشيدن دندان نيز مي پرداختند واغلب دردرون خانوادة خود ازدواج مي كردند.

موسيقي بختياري رانيز مي توان مانند موسيقي ديگر نواحي ايران ازجهات گوناگون به صورت هاي مختلٿ تقسيم بندي كرد.اما بخش هاي اصلي اين موسيقي عبارتند از موسيقي مجالس شادي وعروسي موسيقي مراسم عزاداري موسيقي كار وموسيقي حماسي

ashayerالف . موسيقي مجالس عروسي وشادي

ترانه ها برخي ازآوازها وموسيقي انواع رقص ها مشخص ترين انواع اين موسيقي هستند .ترانه ها اغلب توسط همة مردم ومشخصاٌ زنان ودختران توشمال خوانده مي شوند .درخواندن اين ترانه ها معمولاٌ حاضران خوانندگان راهمراهي مي كنند. دوالالي واسونك ها آهاي گل المان المان شيرين شيرين و سرو ازجملة اين ترانه ها هستند ترانة حنا حنا (ني ناي ) نيز ازترانه هاي نسبتاٌ منسوخ شده اي است كه معمولاٌ زنان آن رامي خواندند.

رقص درايل بختياري نمادي حماسي دارد و نشانة اتحاد و همبستگي است .معروٿترين اين رقص ها عبارتنداز رقص چوبي سه پا پنج پا دستمال بازي رقص مجسمه تركه بازي يا رقص جنگنومه دررقص هاي سه پا ودستمال بازي زنان ومردان مي توانند باهم به اجراي رقص بپردازند اما رقص تركه بازي ياجنگنومه مخصوص مردان است .رقص دستمال بازي انواع مختلف يا مراحل مختلفي دارد كه شامل دستمال بازي عربي يلمبه ورقص معمولي است. بيش تر شركت كنندگان هنگام رقص ترانه هايي رانيز مي خوانند.

ب. موسيقي مراسم عزاداري

موسيقي عزاداري يا چمر به دوبخش وابسته به هم تقسيم مي شود كه شامل گاگر يوخواني وموسيقي مراسم كتل است .واژة گاگريويا گوگريو به معناي بگو بخوان گريه كن ونيز بساط وجايگاه گريستن است . اين مرثيه ها شرح دلاوري ها ورشادت هاي افراد ازدست رفته است كه بااوازي غمناك وعجيب اجرامي شوند.

گاگريو نوعي آواز است كه ميان تك خوان وگروه بطور متناوب مبادله مي شود ومعمولاٌ زنان وندرتاٌ مردان آن رامي خوانند ومتن شعرهاي آن هجايي است . آوازهاي گاگريو بسيار كهن هستند وبررسي آنها مي تواند پيشينة گونه هايي ازآوازهاي آييني مذهبي ايران قديم راروشن كند دربعضي ازمناطق بختياري به جاي واژة گاگريو يا گوگريو ازواژه هاي اين سرو چي ونه دوندال يا دونگ دال استٿاده مي كنند به هر ترتيب اين مرثيه ها را معمولاٌ بانويي بزرگ زاده وخوش آواز شروع مي كند و حاضران به صورت گروهي اورا همراهي مي نمايند . درتوالي آوازها سرنا و دهل نيز به طور متناوب نواخته مي شوند.

مراسم كتل نيز بخشي از مراسم عزاداري بختياري است .موسيقي اين مراسم آهنگ چپي (وارونه) است كه باكرناودهل نواخته مي شود. دراين مراسم اسب متوٿي را سياه مي پوشانند وتٿنگ وساير لوازم جنگي اورابه آن مي آويزند .يكي ازمردان ايل اسب رابه ارامي درميدانگاهي مي چرخاند وزنان ومردان با سروپاي برهنه به دنبال كتل حركت مي كنند وبه زاري مي پردازند مرگ هر فرد درهر سن وگروه اجتماعي سوگنامه خاص خود رادارد.

ج. موسيقي كار

كارهاي كشاورزي ودامداري درايل بختياري آوازهاي ويژه اي دارند وزن هرآواز معمولاٌ تابع حركت هاي آن كار معين ست .معروٿ ترين اين آوازها عبارتند از: مشك دوغ ( مشك زني ) كه توسط بانوان خوانده مي شود.برزگري ( برزگرونه ) هله هي (خرمن كوبي ) سر كوهي (سرصيادي ) كه آوازهاي مراسم شكار است وهي بربره كه آوازهاي چوپانان دربهار است.

د. موسيقي حماسي

صرف نظر ازاين كه فرهنگ وموسيقي بختياري درمجموع داراي مضمون حماسي وسلحشورانه است اما گاه اين مضمون دربخش هايي ازموسيقي اين منطقه جلوة بيش تري دارد.شاهنامه خواني يكي ازاين نمونه ها است .خواندن شاهنامة ٿردوسي كه گاه درايل به آن جنگ هٿت لشكر نيز مي گويند. از دير باز درمنطقه بختياري مرسوم بوده وگاه بروزن شعر هاي آن شعرهاي جديدي نيز سروده مي شده است .درقديم معمولاٌ قبل ازآغاز جنگ مجلس شاهنامه خواني برپامي شدوتانيمه هاي شب به درازا مي كشيد .به طور كلي انتخاب داستان درمجلس شاهنامه خواني يا تابع ضرورت واقتضاي مجلس ويا به خواست مردم بوده است درمنطقه بختياري گاه شاهنامه رابه همراهي ني مي خواندند.آوازهاي شاهنامه خواني درحوزة شاهنامه خواني مجلسي قرار مي گيرد.

سرنا كرنا ني دايره دهل نقاره (فقط درنور آباد وممسني ) وكمانچه ازسازهاي رايج درمنطقة بختياري هستند. ظاهراٌ كمانچه قدمت زيادي درايل ندارد.بسياري ازتوشمال ها درچند دهة گذشته علاوه برنواختن سازهاي مذكور تار وتمبك نيز مي نواخته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت   توسط   |