جناب ضرغامي ترانه دايه دايه لرستان را چه زود فراموش كردي
دوست و برادری که این دردنامه را برایم آورد میگفت که صیدجعفر دلیتنگ و غمین دارد، نگارنده را نه دیدهام و نه میشناسماش از نزدیک، اما گفتم کاری که از دست من بر نمیآید بجز اینکه آنرا منتشر کنم، به امیدی که آبی به چرخ خفتهی آسیابی بریزد، امید که بشود گامی کوچک برداشت برای مردمان و قومی بزرگ.
توضیح اینکه قسمتهای داخل قلاب افزودهها و اصلاحات این کمینه است.
بنام خداوند خالق زيباييها
هنر زيباست بنابراين نگاه هنر و هنرمند زيباپسندي است و هر چه زشتي وجود دارد از پهنه هنر و هنرمند بدور است. هنرمندان كيمياگرند. خاك و آب و سنگ و غيره همگي در طبيعت موجودند آنكس كه بتواند از خاك كيمياگري كند هنرمندان جامعه هستند.
رياست محترم صدا و سيماي جمهوري اسلامي
جناب مهندس ضرغامی
سلام علیکم
باعرض احترام و ادب و آرزوی توفیق برای حضرتعالی و تمام مسئولین دلسوز به اسلام و مسلمین. خواهشمند است به دریچهای از نگاه یک لر عنایت و توجه فرمایید. بدون مقدمه اعتراض خود را به ساحت بعضی سریالها و برنامههای آن سازمان که میکوشند تا فرهنگ چند هزار ساله قوم لر را تخریب کنند اعلام می دارم.
در ابتدا باید عرض کنم اگر قوم لر نبود در زمان جنگ کدام قوم لقب ذخائر انقلاب اسلامی، غیور، سلحشور و شیرمردان را به خود می گرفت؟ حال که صلح و آرامش برکشور حکمفرماست اگر قوم لر نبود ضرب المثلهای منفی خودتان را به کدام قوم نسبت میدادید؟
آیا فراموش شد رشادتهای زنان و مردان قوم لر در حماسههای حاج عمران؟
آیا فراموش شد، حماسه شیر زنان این قوم که با کل کشیدن جگر گوشههای خود را روانه میدان جنگ میکردند؟
آیا فراموش شد ترانه حماسی دایه دایه در لرستان؟
آیا این از بخت بد قوم لر است که در زمان جنگ بناهای تاریخی چند هزار ساله آن مورد حمله موشکی قرار بگیرد و در زمان صلح فرهنگ تاریخی آن مورد حمله موشکهای ضدفرهنگ قرار بگیرد؟
راستی کدام ملال آورترند؟
این قوم متاسفانه چندین بار شاهد پخش برنامههایی بوده اند که [ در آنها ] به فرهنگ چند هزار سالهشان توهین شده. از جمله در سریال” خاله سارا” دیالوگ یکی از بازیگران، این بود: ” اگر لر نرود بازار، بازار می گندد.”
مردم این دیار (لرها) طومار نوشتند و اعتراض کردند. ولی متاسفانه صدا و سیما اقدام به پخش مجدد آن نمود.
در برنامه دیگری، داستان زن و مردی را عنوان میشد که بچهدار نمیشدند، دکتر برای مرد لر آزمایش نوشته بود و ایشان قبول نمیکرد می گفت: ” اگر من آزمایش بدهم به غیرت لر برمی خورد”.
در برنامهای دیگر، صدای عرعر خر، در کنار نواخته شدن ساز لرستان – کمانچه – پخش میشود. همان کمانچه که در زمان جنگ یار و هم صدای دایه دایه برای تشویق جوانان [ لر به وطن پرستي و شتافتن ] به جبهه بود.
در یکی دیگر از برنامهها از يك کتاب فروش سوال می شود، ” کتاب لر دانا دارید؟” کتاب فروش [ درجواب ميگويد]: خیر، [دوباره از وي پرسيده ميشود :] “لر نادان چی؟” [و در جواب] کتاب فروش [ميگويد:] “جلد چندم؟”
[ ويا ] در برنامهای دیگر، “سلام لر، بی طمع نیست”. [يا به كرات ميبينيم و ميشنويم كه] در برنامههای “باران بهاری” و “بوسه برآب” و… باز [ هم بسيار بسيار، ] مشابه همین توهینها تکرار شده.
من این را دور از تعهد هنرمند می دانم. در برنامه دیگري به نام “کوی دامون”، که بخشي از برنامه، در ” امتداد مهر” [بود]، و دهها برنامه دیگر، متاسفانه جایگاه [والاي] زن در [ميان] لران [مورد حمله] و تخریب قرار ميگيرد.
چرا در هيچيك از آن همه فیلم و سریالي كه پیرامون جبهه و جنگ ساخته شده شاهد و شنوندهي دیالوگ هيچ بازیگری به يكي از لهجههاي زبان لری نبوده و نيستیم؟ اما چرا زمانی که دوربین [ برنامهاي كه بخشي يا تمام آن محيط] زندان را نشان میدهد، [در ميان آن] تعداد زني، که زندانی بودند چند تا از آنها [در حالي نشان داده ميشوند كه] با لهجههايي[ از زبان] لری تکلم می کنند؟
چرا آنهایی که قوم لر را محکوم ميكنند به این که، [لرها] برای زن ارزش قائل نیستند، [يا لرها] دختران را مانند برده خرید و فروش می کنند و … [خود] چشم بصیرت ندارند که ببینند زنان [ در گذشته لران حائز مقام اتابكي و ايلخاني بوده اند و هماينك نيز] در انتخابات لرستان حائز بالاترین [درصد نسبي مشاركت در] آرا میشوند آیا [اين تاريخ و آمار نمايانگر] جایگاه [والاي] زن [ در ميان لرها] نیست؟
راستی چرا از این زاویه به این موضوع نمیپردازند که در تاريخ لران، برای خاتمه به خون و خونریزی [دختري از خانواده قاتل را به عقد مردي از خانواده مقتول در ميآوردهاند تا پيوندي برقرار شود، آيا در تاريخ جهان پيوندي براي آشتي زيباتر از] این پیوندها صورت گرفته ؟ آیا این [نيز دليلي ديگر بر] ارزش [والاي] دختر لر [به عنوان ناموس و گرانقدرترين دارايي طايفه] نیست.
باید عرض کنم زنان لر آنقدر هیبت و اقتدار و ابهت مردانه [را در كنار] ظرافتی زنانه داشته و دارند که تاریخ در مبارزات به رزمزنانه، [ و در خانه به محبت مادرانه و در خانواده به عشق خواهرانه و در همسرداري به وفاداري و زيبايي خيرهكننده] شان افتخار کند، و [هر يك از ايشان را] همسان با زنان مبارز و آزاده تاریخ و حتی در حد نام ژاندارک ایران احترام کند، نمونه بارز ايشان صدها بيبي مريم، قدمخیرها و گلاندامها بودهاند.
اگر تاریخ را ورق بزنیم رشادتها و عظمت گلاندام در لرستان آنچنان افتخار آفرین بوده که در دلفان بلندترین کوه آن دیار را با بنام وی ثبت کردهاند. یا زمانیکه مستر ای.ب سام با قدمخیر مصاحبه انجام می دهد آنچنان تحت تاثیر قرار میگیرد که میگوید:” باید جرات و شهامت قدمخیر را برای عیال خود و مردم دیارم در خارج از ایران تعریف کنم.”
زنان لر شیرزنانی بوده اند که تاریخ در مورد اشان چنین قضاوت کرده که نخواستهاند سر اطاعت در برابر ستم دیگران و مزدوران ستم پیشه فرود آورند. زنان لر زنانی اند که در مراسمات خون صلح حرف اول را می زنند. همانطوری که ضرب المثل عام شده، “زنی [نزاعی]خونین را [مبدل به] صلح می کند”.
[ما به عنوان زنان و مردان لر] انتظار داریم اگر میخواهند جایگاه واقعی زن در [میان ]لران را به تصویر بکشند [دست کم ابتدا] نگاهی به فیلمی همچون فیلم داستانی «بی پلامار» داشته باشند، که در آن یک ایل به خاطر درگذشت یک زن سیاهپوش، و [مراسم] عروسی [ایشان] تبدیل به عزا می شود. آیا اشکال دارد که برای به تصویر کشیدن فرهنگ این قوم به [مناطق] لرنشین سفری بشود تا از حقایق روشن چشم پوشی نشود؟ همانطوری که گفته اند:” شنیدن کی بود مانند دیدن.”
[مزید اطلاع به عرض میرساند که] مهمان نوازی قوم لر بر هیچ ایرانی پوشیده نیست، [امتحان کنید] هر غریبهای که وارد لرستان میشود اولین نفری که با آن برخورد میکند [بی آنکه از نام نشان فرد غریبه بپرسد] او را به خانه خود دعوت نموده و مورد پذیرایی قرار میدهد و ازینروست که بیشتر شهرستانهای لرنشین فاقد مسافرخانهاند. تشریف بیاورید از صداقت و یکرنگی مردان و زنان لر که نان بلوط میخوردند و مردانهگی داشته و دارند برنامه بسازید. زمانی که کلمه حجاب در ایران کمرنگ بود زنان لرستان کت مخمل کلنجه و سرداری و گلونی برتن داشتند، و برای حفظ سربند و حجاب خود شهیدان دادهاند و از مال و جان و زندگی خود در مقابل به خطر افتادن سربند و حجابشان حاضر به گذشت بودند. آیا این حکم کدم وجدان بیدار است که کسانی را که در مقابل تهاجم بیگانهگان - در همهی زمانها – فرماندهی مبارزه را بر عهده داشتهاند، الان به عنوان زنان ولگرد در کنج زندانها معرفی شوند. [آیا این است همهی آنچه که شما از ارزش زن لر میدانید و میخواهید دیگران بدانند؟]
اینجانب با توجه به وظیفهای که دارم برخود لازم دانستم گوشهای از رشادتهای زنان لر را به تصویر بکشم و در این راستا اقدام به نوشتن فیلمنامهای نمودهام بنام « گل اندام »که پروانه ساخت آن نیز صادر گردیده و انتظار دارم برای به تصویر کشیده شدن، فیلمنامههای “گلاندام” و “بیپلامار 2″ مورد حمایت مالی مسئولان و دلسوزان قوم لر قرار بگیرند. تا تاریخ نهفته را بیدار کند.
نمیدانم برنامهسازان اینگونه سریالها، جواب بچههای لر را که در حال حاضر به گیس پاک مادران قسم میخورند چه خواهند داد. مردمان پاک و عشایر لر به شما عزیزان برنامهساز سلام می رسانند و از اینکه نقاط ضعف آنها را نادیده می گیرید و نقاط قوت آنها را به تصویر میکشید تشکر می کنند، در پایان انتظار دارم، کسانیکه لراند و خدای ناکرده فرهنگ خود را گم کرده اند و دانسته یا ندانسته برای تکمیل اینگونه برنامهها کمک میکنند، مواظب باشند تا مبادا شاخهی زیر پای خودشان را ببرند، چه اینگونه اقدامات باعث میشود تا دیگر هیچ سرمایهگذاری جرات و میل به سرمایهگذاری در مناطق لرنشین را نداشته باشد و این بجز افزوده شدن روزافزون بر تعداد بیکاری جوانان این دیار چیزی را به دنبال نخواهد داشت.
والسلام
صیدجعفر فلاحی